تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤١ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
و نخواسته بشما عطا فرموده و يا اكتفاء باحد ضدين شده باشد كقوله سرابيل تقيكم الحر و معنى آنست كه تقيكم الحر و تقيكم البرد وَ إِنْ تَعُدُّوا و اگر خواهيد كه شماره كنيد نِعْمَتَ اللَّهِ نعمت خداى را كه بفضل و كرم بشما داده لا تُحْصُوها شمار نتوانيد كرد آن را و قدرت بر احصاى انواع آن نتوانيد داشت چه جاى افراد آن چه نعم الهى غير متناهيست در اين دليلست كه مفرد مفيد استغراقست به اضافه سلمى آورده كه مراد از اين نعمت حضرت پيغمبر ما (ص) است كه سفير بزرگتر و واسطه نزديكتر ميان حق و خلق است و فى نفس الامر حصر صفات كمال و شرح انوار جمال آن حضرت از حيز تصور و تخيل بيرونست و از اندازه تفكر و تامل افزون إِنَّ الْإِنْسانَ بدرستى كه آدمى لَظَلُومٌ بسيار ستمكار است كَفَّارٌ سخت ناسپاس ظلم ميكند بر نعمت بترك شكرگزارى آن و كفر آن ميورزد در حق منعم حقيقى يا ظلوم است بر نفس خود كه در محنت جزع ميكند و شكايت مينمايد كفار است كه در نعمة بخل ميورزد و در خير نميگشايد و بعد از نهى از عبادت اصنام امر ميكند بندگان را بر ملت ابراهيم خليل (ع) كه دين اسلام است و ميفرمايد كه وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ و ياد كن چون گفت ابراهيم در مناجات خود رَبِّ اجْعَلْ اى پروردگار من بگردان هَذَا الْبَلَدَ اين شهر مكه را آمِناً ذا امن يعنى ايمن از مخارف و مكاره تا آنكه گرگ و ميش و كبوتر و باز با يكديگر باشند و اگر كسى خوفى داشته باشد چون در آنجا گريزد تعرضى بوى نرسانند حق تعالى دعاى او را اجابت گردانيد و آن را امن گردانيد بر وجهى كه اگر كسى قاتل پدر خود را آنجا بيند تعرضى باو نميتواند رسانيد و وحوش از مردمان نميرمند و فرق ميان اين آيه و آيه اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً آنست كه مراد از آيه ثانيه آنست كه حقتعالى آن را از جمله بلاد امنه گردانيد و بآية اولى آنكه خوف را از آن زايل گردانيده و او را امن گردانيد كانه قال هو بلد مخوف فاجعله امنا وَ اجْنُبْنِي و دور گردان مرا وَ بَنِيَ و فرزندان مرا أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ از آنكه بپرستيم بتان را يعنى الطافى كن كه نزد آن از عبادت اصنام اجتناب كنند ابن عيينه گفته كه فرزندان اسماعيل بجهت دعاى حضرت خليل عليه صلوات الرحمن بت نپرستيدند بلكه ايشان را سنگى بوده دوار نام كرده گرد آن گرديدندى و گفتندى خانه كعبه از حجر است پس ما هر جا حجرى نصب كنيم بمنزله خانه باشد پس حجر را بمثابه محراب خود ميدانستند و كاشفى بعد از نقل اين خبر گفته كه اين قول غريب است و مخالف جمهور چه بىشبهه قريش از نسل اسماعيل بودهاند و بتپرستى ايشان مشهور است و صاحب مجمع ذكر كرده كه چون دعاى انبياء مردود نميشود و لا محاله مستجاب ميگردد پس بنا بر اين سؤال او مخصوص