تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٠ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
مبايعه باشد و خلال بمعنى محابه و مصادقه است يعنى كفار بجهت فقد مصادقه نتوانند كه خليلى و صديقى در آن روز بگيرند تا شفاعت ايشان كنند چه همه دوستان ايشان دشمن گردند و هذا مثل قوله الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ بعد از آن بيان استحقاق الوهيت خود ميكند بقوله اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ خداى بحق آنست كه بيافريد السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ آسمانها و زمينها را وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ و فرو فرستاد از آسمان السَّماءِ آبى مراد بارانست فَأَخْرَجَ پس بيرون آورد بآن آب مِنَ الثَّمَراتِ از ميوهها رِزْقاً لَكُمْ روزى را براى شما كه بدان روزگار گذرانيد و آن شامل مطعوم و ملبوس است و اين مفعول اخرج است و من الثمرات بيان آن و يا حال از آن و احتمال عكس نيز دارد وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ و رام گردانيد براى انتفاع شما كشتى را لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ تا ميرود در درياها بِأَمْرِهِ بفرمان او هر جا كه ميخواهد وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ و مسخر گردانيد براى شما جويهاى آب را يعنى آماده ساخت براى شما چون فراث و سيحون و جيحون و نيل و غير آن از انواع و عيون و انهار وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و مسخر گردانيد براى نفع گرفتن شما و استضاءة شما از آفتاب و ماه دائِبَيْنِ در حالتى كه مستمرند بر داب و عادت خود در سير و انادت خود و در اصلاح آنچه بصلاح ميآرند از مكونات از پختن ميوه و پروردن كشت و غير آن از منافع و مصالح و اصلا در تدابير و مصالح عباد و فتور و قصور در آن راه نمىيابد وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ و رام گردانيد براى شما شب و روز را تا متعاقب يك ديگر ميرسند يكى براى نوم و راحت و ديگرى براى كسب معيشة وَ آتاكُمْ و بداد شما را مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ از هر چه خواستيد از او يعنى حقتعالى بسؤال شما همه چيز را كه متضمن مفسده نبود در دين يا در دنيا و مخالف مصلحت و حكمت نبود بشما داد پس هر كه از او عافيت خواست و يا سؤال نجات كرد يا طلب غنا نمود يا طلب ولد و عزت كرد يا تيسير امر و شرح صدر همه را بمطالب خودش رسانيد ما دام كه انجاح آن مخل حكمت و مصلحت نبود و من تبعيضيه دالست بر اين چه معنى آنست كه بعضى از آنچه سؤال كرديد از او بشما ارزانى داشت نه مطلقا بجهت فقد شرط اجابت بر آن كه آن موافقه مصلحة است و عدم مفسده و ميشايد كه مراد بما سالتموه هر چيزى باشد كه سزاوار باشد كه از آن سؤال كنند بجهت احتياج مردمان بآن خواه آنكه از او سؤال كنند يا نكنند يعنى هر چه ما يحتاج شما بود خواسته