تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٥ - سوره الرعد(١٣) آيات ٣٠ تا ٤٣
از مشركان و يهودان سرزنش ميكردند حضرت رسول (ص) را و ميگفتند همت اين مرد همه بامر نكاح مصروف است و همواره بازدواج و امتزاج با زنان مشعوف است اگر او پيغمبر (ص) بودى هر آينه امر نبوت او را از اشتغال بمهم زنان باز داشتى آيه آمد كه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا و هر آينه ما فرستاديم رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ پيغمبران را پيش از تو وَ جَعَلْنا لَهُمْ و داديم مر ايشان را أَزْواجاً زنان وَ ذُرِّيَّةً و فرزندان زياده از زنان و فرزندان تو مانند سليمان كه سيصد مهيره و هفتصد سريه داشت و داود صد زن در نكاح در آورده بود پس اين منافى نبوت نيست وَ ما كانَ و نباشد و نشايد لِرَسُولٍ مر هيچ فرستاده را يعنى در وسع او نباشد أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ بآنكه بياورد معجزه كه از او اقتراح كنند إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر باذن خدا و اراده او اين جواب مشركان است كه بتحكم طلب معجزات ميكردند ميفرمايد كه هيچ پيغمبرى بخود معجزه نتواند آورد مگر كه خدا خواهد و بقدرت خود پديد كند در وقتى كه صلاح داند لِكُلِّ أَجَلٍ مر هر وقتى و مدتى را كِتابٌ حكميست نوشته شده بر عباد بر وفق آنچه مقتضى استصلاح مردمان آن روزگار باشد مراد فروع شرايع ملل است يا هر اجلى را از اجال خلايق كتابيست نزديك خدا كه جز وى كسى بر اجال خلق اطلاع ندار يَمْحُوا اللَّهُ محو ميكند خداى ما يَشاءُ آنچه ميخواهد يعنى صواب ميداند نسخ آن را وَ يُثْبِتُ و اثبات ميكند آنچه ميخواهد يعنى آنچه مقتضى حكمت او است وَ عِنْدَهُ و نزديك او است أُمُّ الْكِتابِ اصل كتاب كه لوح محفوظ است و هيچ كائنى نباشد مگر كه نوشته بود در آن جابر بن عبد اللَّه از پيغمبر (ص) روايت كرده كه محو كند از ديوان حفظه آنچه هيچ جزائى بدان متعلق نباشد و بگذارد غير آن را يعنى چون حفظه و بر ره آنچه از بنده صادر شود از اقوال و افعال و احوال همه را بنويسند و اندفتر را بموقف عرض رسانند حقتعالى هر قول و فعل را كه ثواب و عقاب بر آن متفرع نيست محو كند و باقيرا مثبت بگذارد و بروايت ديگر از او اين محو از دو چيز باشد در ارزاق و اجال يا سيئات تايب را محو كند و بدل آن حسنات را اثبات نمايد يا بعضى از احكام شرايع را بحسب زمان نسخ كند و حكمى ديگر اثبات فرمايد يا محو قرنى كند و اثبات قرنى ديگر نمايد و يا محو فاسدات كند و اثبات مصلحات كند يا محو كند تازگى و قوت جوانى را و اثبات كند پژمردگى و ضعف پيرى را از بعضى علما و مفسرين نقل است كه محو كند آنچه خواهد الا شش چيز كه رقم محو بدان نرسد يكى سعادت دويم شقاوت سوم موت چهارم حيات پنجم رزق ششم اجل و در زاد المسير آورده كه نزد حقتعالى دو كتاب است غير از ام الكتاب محو اثبات تعلق بدان دو كتاب دارد اما تغيير