تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٤ - سوره الرعد(١٣) آيات ٣٠ تا ٤٣
و آنان را كه عطا كردهايم كتاب مراد مؤمنان اهل كتابند چون عبد اللَّه سلام و اصحاب او از يهود و هشتاد تن از نصارى كه چهل نجرانى بودند و هشت يمنى و سى و دو حبشى و امثال و اشباه ايشان يَفْرَحُونَ شاد ميشوند بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ بآنچه فرو فرستاده ميشود بتو از قرآن وَ مِنَ الْأَحْزابِ و از لشگر هاى كفر و ضلالت يعنى اهل كتاب چون حى بن اخطب و كنانة بن ربيع و اتباع ايشان از يهود و سيد و عاقب و اتباع ايشان از نصارى مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ كسى هست كه انكار ميكند بعضى از آن را كه مخالف شريعت ايشانست در سبب نزول اين آيه آوردهاند كه حقتعالى در بدايت اسلام ذكر رحمن كمتر كرده بود چون عبد اللَّه سلام ايمان آورده جمعى از اصحاب او گفتند يا رسول اللَّه در تورية ذكر رحمن بسيار است و در قرآن اندك حقتعالى آية قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فرو فرستاد قريش گفتند محمد تا امروز ما را با يك خدا ميخواند اكنون ما را بدو خدا دعوت ميكند اللَّه و رحمن و ما رحمن را نميشناسم مكر رحمن يمامه را يعنى مسيلمه كذاب حقتعالى اين آيه فرستاد كه از احزاب كسى هست كه انكار ميكند برخى از آنچه بتو نازل ميشود يعنى ذكر رحمن كما قال وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ بگو اى محمد مر ايشان را كه جز اين نيست كه من مامور شدهام أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ بآنكه خداى را بيگانگى پرستم وَ لا أُشْرِكَ بِهِ و شرك نيارم بوى چنانچه شما آوردهايد إِلَيْهِ بخدا نه بغير او أَدْعُوا ميخوانم خلق را وَ إِلَيْهِ مَآبِ و بسوى او است بازگشت من وَ كَذلِكَ و هم چنان كه فرستادهام كتب بر انبياى سابقه بر زبان امم ايشان أَنْزَلْناهُ فرستادم بتو قرآن را حُكْماً كتابى محكم كه نسخ و تغيير بدو راه نيابد يا حكم كننده ميان حق و باطل عَرَبِيًّا مترجم بلغة عرب تا ايشان را فهم و حفظ وى آسان باشد وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ و اگر بر سبيل فرض متابعت كنى أَهْواءَهُمْ آرزوهاى مشركان را كه تو را بدين آبا دعوت ميكنند يا امانى يهود را كه تو را برجوع بقبله خود ميخوانند بَعْدَ ما جاءَكَ پس از آنكه آمد بتو مِنَ الْعِلْمِ از دانش يعنى بطلان كيش ايشان يا نسخ حكم صلاة بقبله يهود ما لَكَ نباشد مر تو را مِنَ اللَّهِ از عذاب خداى مِنْ وَلِيٍ هيچ يارى كه نفع رساند وَ لا واقٍ و نه نگهدارى كه عقاب حق از تو باز دارد ذكر اين براى اطماع است و تهيّج مؤمنان بر ثبات دين اسلام آوردهاند كه عبد اللَّه بن اميه و جمعى