تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٣ - سوره الإسراء(١٧) آيات ٥٠ تا ٥٩
معلوم شد كه اينان در بيم و اميدند همچه ساير بندگان پس چگونه ايشان را پرستش توان كرد نزد ابن عباس و اكثر مفسران آن است كه مراد عيسى و مادرش است و ملائكه كه كافران ايشان را ميپرستيدند بعد از آن بر سبيل تهديد ميفرمايد وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ و نيست هيچ ديهى و شهرى إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها مگر كه ما هلاك كنندهايم اهل آن را بمرگ و فنا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ پيش از روز قيامت أَوْ مُعَذِّبُوها يا عذاب كننده آن بقتل و قحط و جز آن عَذاباً شَدِيداً عذابى سخت يعنى اگر مؤمن و صالحاند بموت و اگر كافر و فاسقاند بعذاب كانَ ذلِكَ هست اينحكم فِي الْكِتابِ در لوح محفوظ مَسْطُوراً نوشته شده آوردهاند كه قريش از حضرت رسول (ص) معجزها طلبيدند از جمله آنكه كوه صفا را از زر خالص سازد و جبال مكه را محو كند تا زمين گشاده گردد و صالح زراعت شود تا باغ و بوستان سازند حقتعالى فرمود وَ ما مَنَعَنا و باز نميدارد ما را أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ از آنكه فرستيم معجزات مقترحه قريش را إِلَّا أَنْ كَذَّبَ مگر آنكه تكذيب كردند بِهَا بآيات مقترحه خويش الْأَوَّلُونَ پيشينيان يعنى امم گذشته معجزات طلبيدند و ما بر دست پيغمبران ظاهر كرديم و آنان كه تكذيب كردند ما ايشان را مستاصل گردانيديم پس اگر آنچه اين امت ميطلبند از معجزات بظهور آريم ميدانيم كه ايشان نخواهند گرويد و هر آينه عذاب استيصال بايد فرستاد بايشان و مادر ازل حكم كردهايم كه ايشان را مستاصل نسازيم بجهت شرف محمد (ص) يا بجهت آنكه از نسل ايشان مؤمنان بيرون خواهيم آورد و گويند معنى آنست كه ما ارسال آيات مقترحه نميكنيم مگر بجهت علم ما بعدم ايمان ايشان پس انزال ما عبث باشد و فايده در آن نباشد هم چنان كه امم سالفه نزد نزول آيات و معجزات ايمان نياوردند و يا ما انزال آيات مقترحه نميكنيم بجهت آنكه ابا و اسلاف شما مثل اين را اقتراح كردند و بعد از انزال ايمان نياورند و شما بر اثر ايشان اقتدا ميكنيد پس هم چنان كه ايشان ايمان نياوردند شما نيز ايمان نخواهيد آورد و بعد از آن ذكر بعضى از امم ماضيه ميكند كه بجهت تكذيب آيات مقترحه هلاك شدند و ميفرمايد كه وَ آتَيْنا ثَمُودَ و داديم ثمود النَّاقَةَ قوم ثمود را ناقة باقتراح ايشان از صالح پيغمبر (ص) مُبْصِرَةً در حالتى كه بينه بود پيدا و هويدا يعنى آن را از سنگ بيرون آورديم بر وجهى كه بمعانيه آن را ميديدند و يا خداوند بصيرة مردمان بود فَظَلَمُوا پس كافر شدند بِهَا بدان ناقه و او را پى كردند و بتمامى هلاك شدند وَ ما نُرْسِلُ و ما نميفرستيم بِالْآياتِ معجزات مقترحه را إِلَّا تَخْوِيفاً مگر براى ترسانيدن از