تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٨ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه وى غاسل خود را شناسد و حامل خود را داند و سوگند دهد او را كه ببرد تا بقبر در آورد و چون او را در قبر نهند هر دو فرشته قبر بانياب خود زمين را بشكافد و بآوازى چون رعد عاصف و چشمى چون برق خاطف نزد وى آيند و او را گويند
من ربك و ما دينك و من نبيك
او گويد
اللَّه ربى و دينى الاسلام و نبى محمد (ص)
گويند
ثبتك اللَّه فيما تحب و ترضى و هو قوله تعالى يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
پس قبر را بر او بمقدار مد بصر فراخ سازند و درى از درهاى بهشت بر او گشايند گويند باو كه
نم قرير العين نوم الشاب الناعم
خواب كن بفراغت و راحت و خوشحالى مانند خواب جوان متنعم پس حقتعالى باو ندا كند كه أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا و اگر ميت دشمن خدا و رسول باشد عمل او را در صورتى كه از آن قبيح تر با نتنى كه از آن گنديدهتر نباشد نزد او آيد گويد (ابشر بنزل من حميم و تصلية جحيم) و او غاسل خود را داند و آواز حاملان نعش خود را شنود و چون او را در قبر در آرند منكر و نكير بيايند و كفن از آن بردارند و گويند
من ربك و ما دينك
گويد
لا ادرى
گويند
لا دريت و لا هديت
پس مقمعه آتش بر كله سر او زنند كه آواز آن را هر دابه كه بر روى زمين باشد بشنود مگر جن و انس پس درى از دوزخ بر او بگشايند و او را گويند
نم بسوء حال فيه من الضيق
خواب كن به بدترين حال از تنگى قبر پس زمين بهم آيد و او را چنان بفشرد كه دماغ او از ميان انگشتان و گوشت او بيرون آيد پس مارهاى زمين و عقارب و هوام را بر او مسلط گردانند تا او را مىگزند و زهر بر او ريزند تا وقتى كه از قبر مبعوث شود نعوذ باللَّه من عذاب القبر بعد از آن بيان سوءة احوال اهل كفر و جدال ميكند بقوله أَ لَمْ تَرَ آيا نديدى و نگاه نكردى اى محمد (ص) إِلَى الَّذِينَ بسوى آنان كه بَدَّلُوا تبديل كردند نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً شكر نعمت خداى را بكفران يعنى وضع كفر كردند در موضع شكر يا بدل كردند نفس نعمت را بكفر يعنى چون در نعمت كافر شدند آن نعمت از ايشان مسلوب شد و جز كفر بدست ايشان چيزى نماند مراد باهل كفر اهل مكهاند كه حقتعالى ايشان را سكان حرم خود گردانيده ابواب رزق بر ايشان گشاد و ايشان را بنعمت وجود حضرت رسالت (ص) مشرف ساخت ايشان ناسپاسى كردند لا جرم هفت سال بمحنت قحط درماندند خوار و بيمقدار گشتند و بعضى از آنها در حرب بدر مقتول و منكوب گشتند و از امير المؤمنين (ع) منقولست كه مراد از اين قوم دو قبيلهاند كه فاجرترين قبايل قريشند يعنى بنى مغيره و بنى اميه كه نعمت حق را تغيير دادند اما بنى مغيره در روز بدر بقتل رسيدند و بنو اميه از متاع دنيا ممتنع شدند و اخر مستاصل گشتند و از صادق (ع) مرويست كه
نحن و اللَّه نعمة اللَّه التي انعم اللَّه بها على عباده و بنا يفوز من نار