روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٤ - ١ پيامبران
ما آدميان، گاه غافل از مسيرى كه در پيش رو داريم، به اطاعت از كسانى روى مىآوريم كه نه فقط گام در جاى پاى پيامبران و راه تعيينشده خداوند نمىگذارند، بلكه تنها از ما بيگارى كشيده، بار خود را به مقصد دنيايى خويش مىرسانند. ما گاه به درون حزب و گروه و سازمانى كشيده مىشويم و جذب هياهوها و هوراهاى پراحساسِ جمعيتى انبوه در پشت سر كسى مانند خودمان مىشويم و گلّهوار و چشمبسته، اطاعتكنان و سربهزير، پيش مىرويم و پيش مىرويم و ناگاه كه چشم مىگشاييم، خود را در چاهى گرفتار مىبينيم كه راه رهايى از آن، بسيار تنگ و تاريك است. اينكه ما كسى را به رهبرى و رياست برگزينيم كه نه فرستاده و پيامآور خدا باشد، و نه از جانب خداوند كه ربّ عطاكننده خلقت و هدايتكننده همه موجودات است[١] تأييد شده باشد، همان است كه در حديث امام صادق (ع) در خطاب به ابوحمزه ثمالى كه يار و ياور سه امام بزرگوار: امام سجاد، امام باقر و امام صادق (عليهم السلام) بوده است، فرمود:
«ايّاك والرياسة ... إياك أن تنصب رجلا دون الحجة فتصدقه في كل ما قال؛[٢]
مبادا در پى رياست باشى، مبادا كسى را بدون حجت شرعى فراز آورى و او را در همه گفتهها [و فرمانهايش] تصديق كنى».
ما كسى را مىتوانيم به رهبرى كلّى و هميشگى و عمومى خويش برگزينيم كه هرجا او را تأييد كرديم و به هرجا كه به فرمان او روانه شديم، بتوانيم بگوييم كه خداوند فرموده و خواسته است و هنگام محاسبه و جزا و حساب روز واپسين، حجت خداپسندانه داشته باشيم
[١].( رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) طه: ٥٠. نيز، ر. ك: اعلى: ٣.
[٢]. معانى الاخبار، ص ١٦٩، ح ١.