روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٩٥ - ادب يادگيرنده
عالم خوانده است، و البته نه بندهاى كه قابل خريد و فروش و در ملكيت عالم باشد، بلكه عالم مىتواند او را امر و نهى كند و از كارى باز دارد و به كارى وادارد.[١] اين ازآنروست كه آموزگار انسان، به گونهاى هدايتگر اوست و با فرمان و بازداشتن، انسان را به خير و نيكى رهنمون مىكند و بسيار مىارزد كه آدمى ساعتها فرصت خويش را در فرمانبردارى او سپرى كند و در همه عرصهها به او خدمت كند تا به قول امام على (ع) از اين درخت تناور علم، ميوهاى فرو افتد و فراگيرنده بهرهاش را ببرد. امام على (ع) نيز به ادب ارتباط با عالم پرداخته و چنين فرموده است:
من حق العالم عليك أن تسلم على القوم عامة وتخصه دونهم بالتحية، وأن تجلس أمامه، ولا تشيرن عنده بيدك، ولا تغمزن بعينيك، ولا تقولن: «قال فلان» خلافا لقوله، ولا تغتابن عنده أحدا، ولا تسار في مجلسه، ولا تأخذ بثوبه، ولا تلج عليه إذا مل، ولا تعرض من طول صحبته، فإنما هي بمنزلة النخلة تنتظر متى يسقط عليك منها شئ، فإن المؤمن العالم لأعظم أجرا من الصائم القائم الغازي في سبيل الله، فإذا مات العالم انثلمت في الإسلام ثلمة لا يسدها شئ إلى يوم القيامة.[٢]
از جمله حقوق شخص دانشمند بر تو اين است كه [هر گاه در ميان جمعى بود] بر همگان سلام كنى و به او نيز اختصاصاً سلام گويى؛ رو به رويش بنشينى؛ در حضور او با دست و چشم و ابرو اشاره نكنى؛ در مخالفت با نظر او نگويى: «فلانى چنين گفته
[١]. ر. ك: منية المريد، ص ٢٤٣.
[٢]. الكافى، ج ١، ص ٣٧، ح ١.