روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٤٩ - كاربردهاى زبان و سخن در زندگى
به همين شكل درباره ديگران شناخت مىيابد. انسان تا دهان به سخن نگشوده باشد، نه شناختى از خود به ديگران ارائه مىدهد، و نه پيامى براى برقرارى ارتباط ارسال مىكند. پيامهاى غيرگفتارى نيز براى برقرارى ارتباط وجود دارند؛ اما نطق، مهمترين ابزار تماس انسان با همنوعان خود است. انسانها هنگام برقرارى ارتباط، در صدد شناسايى طرف مقابل خود برمىآيند تا بدانند با چه كسى سخن مىگويند و بتوانند موضع درستى بگيرند؛ ازاينرو انسان از ارتباط با آدمهاى مرموز و ناپيدانهان پرهيز مىكند؛ و كمگويى بهويژه اگر تصنّعى باشد، آدمها را مرموز نشان مىدهد. انسانى كه اراده پيوند با ديگران دارد، بايد تا حدى خود را بگشايد و از نعمت خداداد زبان، بهدرستى و با هوشمندى بهره برد. انسانى كه چهره و لبان خود را مىگشايد و دست محبت دراز مىكند و كلام خود را با سلام و زيبا آغاز مىكند، بىترديد با محبت و خوشرويى ديگران روبهرو مىشود و در همان لحظات اوليه، در دل ديگران جاى مىگيرد. به فرموده امام على (ع):
إنّ في الإنسانِ عَشرَ خِصالٍ يُظهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخبِرُ عَنِ الضَّميرِ، و حاكِمٌ يَفصِلُ بَينَ الخِطابِ، و ناطِقٌ يَرُدُّ بهِ الجَوابَ، و شافِعٌ يُدرِكُ بهِ الحاجَةَ، و واصِفٌ يَعرِفُ بهِ الأشياءَ، و أميرٌ يأمُرُ بالحُسنِ، و واعِظٌ يَنهى عَنِ القَبيحِ، و مُعَزٍّ تَسكُنُ بهِ الأحزانُ، و حاضِرٌ تُجلى بهِ الضَّغائنُ، و مُونِقٌ تَلتَذُّ بهِ الأسماعُ.[١]
در انسان ده خصلت وجود دارد كه زبانِ او آنها را آشكار مىسازد: زبان، گواهى است كه از درون گزارش مىدهد؛ داورى است كه به
[١]. الكافى، ج ٨، ص ١٩، خطبه وسيله.