روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٥ - نعمت برادرى
كه به در مىآييم، كسى به ما سلام نكند و هيچ كس به ما لبخندى نزند و هيچ كس با ما سخنى نگويد و در طول روز نه تلفنى و نه پيام و پيامكى، و فردا و فرداهاى ديگر نيز چنين باشد. آنگاه كداميك از ما به غم تنهايى و اندوه غربت دچار نمىشود؟ اگر افراد جامعه از درون با هم دوست نباشند و پيوندى عميق ميان اقوام و انسانهاى متفاوت جامعه برقرار نباشد، مىتوان عزت و اقتدارى سراغ گرفت؟
نعمت برادرى
از جمله يادكردهاى قرآن از پيوندهاى اجتماعى، مقايسه وضعيت اعراب در روزگار جاهلى و پيش از اسلام با وضعيت آنان پس از اسلام است. مىدانيم كه عرب پيش از اسلام در غرقاب غارت و درگيرى و جنگ و تندخويى و بريدن و گسستن و دورى و هجران به سر مىبُرد. آنان بر لبه پرتگاه نيستى قرار داشتند و خانوادههاى بسيار، چند تن از افراد خود را در كشمكشهاى طايفهاى از دست داده بودند و حرمتهاى بسيارى فرو ريخته بود و امنيت و دوستى، آرزوهايى دوردست مىنمود. خداوند با روانه كردن منجى بشر، حضرت محمد مصطفى (ص) آنان را به جمع شدن گرد محور واحد فراخواند و خود ميان دلهاى آنان الفت انداخت. اعرابى كه تا ديروز چكاچك شمشيرها را مىشنيد، با اسلام آشنا شد و دستانى كه بر قبضه شمشير فشرده مىشد، بر كف دست ديگر انسانها ساييده شد و نگاه اخمآلود و غضبناكِ ميدان جنگ به لبخند بشارتآفرين صبحگاهى تبديل شد و خداوند، آن را «نعمت» ناميد. اينكه افرادى گسسته از هم و بدون روابط صحيح مدنى و اجتماعى، گرد هم جمع شوند و اوس و خزرجِ دشمن، برادرخوانده يكديگر بشوند، تنها به دست