روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٤١ - اصل هفتم ادب
طناب دوستى را مىگشاييم و بر تخت كرامت و بزرگى مىنشينيم و آنچه را از ارتباط اجتماعى سالم انتظار داريم، به دست مىآوريم.[١]
اصل هفتم: ادب
ضابطه ارتباط، ادب است و حتى دوستى عميق و ريشهدار، بىنياز از ادب نيست. اين سخن كه «ميان دوستان، لزومى به رعايت ادب نيست»، نه حديث است و نه درست! مگر توهين و زشتگويى و دشنامدهى دوستان، ما را ناراحتتر و افسردهتر نمىكند؟ آيا زشتى، به سبب ارتكاب از سوى شخص خاصى، زيبا مىشود؟! بىادبى، فراتر از مرز خويش رفتن و تجاوز به حريم ديگران است و حريم دوست، بسى محترمتر و پربهاتر است.[٢]
زندگى خردمندانه و گفتار مؤدبانه و به دور از بدزبانى و زشتگويى و ستيزهجويى و سبكسرى، همه، نمادهاى ادباند و دوستىفزا و پيوندآفرين. نام بردن دوست با احترام و عظمت و دورى از مسخره كردن و غيبت همكار، ياوه و بيهوده نگفتن در حضور همنشين و داد و فرياد نكشيدن در كوچه و خيابان و حنجره را آسوده نهادن هنگام مباحثه و مناظره، از نمودهاى ديگر ادباند و محبتافزا. مىتوان گفت علت اينكه پيشوايان ما به پرهيز از شوخىهاى زياد و بىجا سفارش كردهاند، رعايت ادب دوستى است؛ شوخىهايى كه به جاى محبت، بذر دشمنى مىنشانند و كينه به بار مىآورند.[٣]
[١]. همان، ح ٢٦٥٢ و ٢٦٥٣.
[٢]. الكافى، ج ٢، ص ٦٧٢، ح ٥.
[٣]. ميزان الحكمة، باب« مزاح».