روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٠٧ - ٢ اخلاق نيكو
(وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً)[١]، ريشه خانواده را در دوران جوانى، محبت به هم؛ و در دوران كهنسالى، رحم و دلسوزى به يكديگر برشمردهاند كه هر چند مستند خاصى ندارد، مىتوان آن را استفادهاى لطيف و تا حدودى منطبق بر ويژگىهاى انسانى دانست.
ما اصل محبت را ريشه و تنه خانواده مىشناسيم و بر اين باوريم كه بخش اعظم سفارشهاى اسلام به همسران و فرزندان، براى ايجاد و نگهداشت اين اصل بنيادين است و بسيارى از عوامل ازهمپاشيدگى خانوادهها نيز به نبودن يا كمى محبت باز مىگردد.
٢. اخلاق نيكو
پس از محبت كه حلكننده بسيارى از مشكلات و مسائل خانواده است، خوشخويى و مهارتهاى ارتباطى، مهمترين عامل استوارى خانواده به شمار مىرود. خانواده، اجتماعى هر چند كوچك و كمتعداد است و دوام و قوام آن، بستگى تام به رعايت آداب معاشرت دارد. قرآن با پيام «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[٢] اصلِ كلى معاشرت نيكو را فراز آورده است و در پى آن، معصومان (عليهم السلام) نمونههايى را برشمردهاند. بهطوركلى مىتوان اخلاق و رفتار شايسته اعضاى خانواده را در قوام يافتن و پايدارى درازمدت ازدواج، مؤثر دانست. قطعاً خوشخويى، خوشرفتارى، خوشبينى، مدارا، احسان و لطف، بزرگداشت همسران و فرزندان و احترام به يكديگر، محبت ميان آنان را حفظ مىكند و به آن قوّت مىبخشد و حتى موجب علاقه و محبت ديگران مىشود. چه كسى انسان
[١]. روم: ٢١.
[٢]. نساء: ١٩.