روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٥٨ - درآمد
قدرت مديريت دارد و كسانى هم هيچيك را ندارند. اداره اين مجموعه و انتظام جامعه اقتضا مىكند كه هر شخص در جايى كه متناسب با توانايى اوست قرار گيرد، و چينش متناسب با نيازها و توان افراد صورت گيرد.
نمود اين نياز در جنگهاست. سرباز بدون فرمانده، ياراى مقاومت ندارد و يك دسته كمشمار سربازان با فرماندهى فرمانده خوب و رشيد، گاه راه را بر يك فوج، سد مىكنند. اما اين بدان معنا نيست كه نياز به مديريت و رهبرى، ويژه جنگ باشد. زندگى، صحنهها و عرصههاى متعدد ديگرى دارد كه كمتر از جنگ نيستند و بسيارى از انسانهاى ديگر، نيازمند راهنمايى، مديريت و رهبرى فردى قوىتر و مدبرتر از خود هستند. ما آدمها در مصيبتهاى عمومى مانند زلزله، سيل، قحطى و بيمارىهاى فراگير، نيازمند رهبرى واحد و پيروى همگانى از مبدأ تصميمگيرى يگانه هستيم. جامعه اگر در اين بحرانها، رهبرى نشود، كلاف سردرگمى مىشود و ضربههايى به خود خواهد زد كه اگر بزرگتر از آن بلاى عمومى نباشد، كوچكتر نخواهد بود. در اين حالتها، اگر جامعه از رهبر و پيشوايى فرمان نپذيرد، وضعيت اسفبارى حاكم خواهد بود كه گاه در صحنههايى كوچكتر نيز رخ مىنمايد. اجراى طرحهاى بزرگ و كوچك ملى، فعاليتهاى عمرانى در شهر و محله و اولويتبندى رفع نيازهاى اساسى در خانواده، همه نياز به رهبرى از يك سو، و پيروى از سوى ديگر دارند. نيازهاى معنوى را هم به موارد پيشين بيفزاييد. اگر زندگى مادى و معمولى بشر، نيازى چنين روشن به رهبرى و پيروى دارد، بىگمان براى گام برداشتن در مسير ناديده و غيبى، به اين دو عنصر احتياج بيشترى داريم؛ آنجا كه كسى قدم ننهاده و جايى كه از