روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣١ - اصول حاكم بر روابط اجتماعى
و هنگام رنجهاى روحى، دلدارىمان مىدهند و هنگام نياز، يارىمان مىدهند و به فرياد ما مىرسند و درخواست ما را بىجواب نمىنهند و با درد ما دردمند و با خوشى ما خوشحال و از موفقيت ما خشنود و از شكست ما ناراحت مىشوند و چون خدمتشان كنيم، قدردانى مىكنند و چون خدمتى بخواهيم، همه توان خود را هزينه مىكنند؛ و راستى اينها آثار كمى است؟ از آنجا كه ما در مقام استفاده بيشتر از آيات قرآن و تفاسير مفسران هستيم، به همين اندازه بسنده مىكنيم؛ و گرنه تعداد و حجم احاديث دراينباره بيش از آن است كه بتوان در چند صفحه معدود، آنها را گنجاند.
اصول حاكم بر روابط اجتماعى
ما تنها آمدهايم، اما تنها نيستيم و از تنهايى لذت نمىبريم. ما به مردم نياز داريم و آنان به ما. همه ما از بدو تولد، پدر و مادر و خواهر و برادر يا برخى از اينها را در كنار خود مىبينيم و اندكاندك، همسالان و همسايگان و همكلاسان و همگروهىها و بسيارى از همهاى ديگر را، نزديك خود مىيابيم. در بيرون از خانواده، ما با همسايگان و دوستان زندگى مىكنيم. همكلاسان و معلمان نيز در اوقات و سالهاى تحصيل، در كنار ما هستند و براى برخى از ما پيش مىآيد كه در موقعيتهاى شغلى و تحصيلى و محل زندگى، با افرادى ديگر نيز برخورد كنيم. در اين ميان، يكى در دل ديگران جاى مىگيرد، همه ما او را دوست داريم و به او محبت مىورزيم، با او راحتتر مىگوييم و مىشنويم و آسانتر ارتباط برقرار مىكنيم. گاه اسرار نهان خود را از پدر و مادر و خويش و نزديك، پوشيده مىداريم، اما با او در ميان