روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٢٠ - برخورد با نصيحت و خيرخواهى
فلا تعبأ بشئ من أمره على حال؛[١]
و حقّ كسى كه نصيحت مىكند اين است كه در برابرش فروتن و ملايم باشى و به سخنش گوش بسپارى؛ اگر سخنى به صواب گفت، خداوند عزّ و جلّ را سپاس گويى و اگر نادرست گفت، با او مهربان باشى و [به داشتن سوء نيّت] متّهمش نگردانى و با اينكه مىدانى خطا مىكند، بدان مؤاخذهاش نكنى، مگر اينكه درخور اتهام و بدگمانى باشد. در اين صورت بههيچوجه به سخنان او اعتنا مكن.
نصيحتشونده بايد بداند كه نصيحتكننده، خيرخواه اوست. او از سر دلسوزى و نيكى، به فرجام كارش نگريسته و براى رساندن او به مقصدش، تلاش كرده است. او براى جبران كاستىها و تقويت قوّتهاى دوست و آشنايش، پا به ميدان نهاده است. ازاينرو بايد اطاعتش كرد و از نافرمانىاش پرهيخت. نصيحتكنندهاى كه نه از سر سود و زيان شخصى، بلكه از سر شفقت و مهربانى و كرامت، بزرگوارانه به ما روى آورده، خيرخواهى خويش را نثار ما مىكند، به بهبود حال ما مىانديشد و خواستار سامان يافتن كار و شخصيت ماست؛ ازاينرو سزامندترين شخص به اطاعت و فرمانبردارى است. فرض اين است كه ما او را مىشناسيم و مىدانيم كه به زيان ما عمل نمىكند. او خيانتكارى نيست كه راست را دروغ و چاه را راه و زيان را سود نشان دهد؛ او سخنچينى نيست كه بخواهد در جامه نصيحتگرى و پرهيز دادن ما از دوستى و رفاقت با كسى، فردى را نزد ما تباه كند، بلكه او انسانى شريف و كريم و خيرخواه است. در اين صورت او هر چند تلخ سخن بگويد و ما را
[١]. ميزان الحكمة، ح ٢٠٢٠٣.