روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٥١ - كاربرد نيكوى زبان
بهترين چيزى را كه دوست دارد بشنود، به ديگران بگويد، آنگاه آيا كسى يافت مىشود كه سخن تند به زبان آورد يا دشنامى دهد تا رابطهاى را ببرد و پيوندى را بگسلد؟! آيا مىتوان دو فرد را يافت كه هر دو در پى گفتن سخنى به يكديگرند كه آن را خوش دارند و از آن لذت مىبرند و آنگاه تصور كنيم كه اين دو از هم جدا شده و از يكديگر بريدهاند؟ آيا اگر من در ميان همه جملههاى ممكن براى ابراز احساسات درونىام، جملهاى را برگزينم كه خود، دوست مىدارم آن را به من بگويند و از همه جملههاى ديگر بيشتر مىپسندم و پس از اين انديشيدن، آن جمله را براى دوستم به كار برم، انتظار اين نيست كه او به سوى من جذب و جلب شود؟ حال اگر او نيز اين سعى و تلاش را به خرج دهد و در پاسخ من، به نيكوترين سخنى كه دوست دارد بشنود، پاسخ مرا بگويد، چگونه ارتباطى را شاهد خواهيم بود؟!
جالب توجه آنكه برخى روايات، با استناد به ظاهر آيه كه به سخن نيكو گفتن با مردم فرمان داده است، اين را شامل همه مردم و حتى غيرمسلمانان مىدانند[١] چه رسد با مخالفان يا ناآشنايان، كه دين و كيش آنها با ما يكسان است و ازاينرو امام صادق (ع) به گروهى از شيعيان كه به خدمتش رسيده بودند، فرمود:
«يا مَعشَرَ الشِّيعَةِ، إنّكُم قد نُسِبتُم إلَينا، كُونُوا لَنا زَينا و لا تَكُونُوا عَلَينا شَينا؛[٢]
اى گروه شيعيان! شما به ما منسوب هستيد؛ پس مايه زينت ما باشيد و مايه زشتى (بدنامى) ما نباشيد».
[١]. ملاذ الاخيار، ج ٦، ص ٣٠٩.
[٢]. ميزان الحكمة، ح ١٧٩٤٧؛ الأمالى، صدوق، ص ٣٢٧، ح ١٧.