روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٥ - ٢ امامان(عليهم السلام)
تا بدهكار و درمانده نشويم. ازاينرو فقط رهبرى كسانى مقبول مىشود و رابطه پيروى و فرمانبرى با كسى ايجاد مىشود كه بتواند ما را از ميان سنگلاخهاى جاهليت كهنه و نو، به دشت سرسبز سعادت برساند و خود راه را يافته و رفته باشد يا از طريقى ديگر، آن را بشناسد. اگر اين اصل منطقى، يعنى راهبلدبودن راهنما پذيرفته شود، آنگاه در اين دنياى خاكى، فقط بر رسولان پيامآور خداوند و اوصيا و اولياى راهشناس آنان و هر كسى كه به آنان متصل باشد تطبيق مىيابد. پس گروه دوم، اوصياى راهبلد و جانشينان عالِم و آگاه پيامبران الهى هستند.
٢. امامان (عليهم السلام)
يكى از اوصاف امامان (عليهم السلام)، هدايتكنندگانِ هدايتشونده، يعنى راهنمايانِ رهيافته است.[١] اين بدان معناست كه آنان راه را يافتهاند و مىتوانند راه را به ما نيز بشناسانند. شرط اول راهبرى انسانها، شناخت راه است؛ اما اين شرط لازم است و با همه اهميت و لزومش، براى آنكه ما، سر به دامان اطاعت كسى بگذاريم، كافى نيست. آن سوى رابطه اجتماعى رهبرى و اطاعت، بايد كسى قرار گيرد كه بتواند ما را به راه فرا بخواند و راه را به ما بنماياند و همپاى ما همه مراحل راه را بپيمايد و همه موانع مسير را بزدايد و دست ما را بگيرد، اما پاى را نگيرد. چه زيبا امام على (ع) خطاب به اهالى بصره مىفرمايد:
«إن أطعتموني فإني حاملكم إن شاء الله على سبيل الجنة، وإن كان ذا مشقة شديدة ومذاقة مريرة؛[٢]
اگر اطاعتم كنيد،
[١]. ر. ك: دعاى امام سجّاد( ع) در روز عرفه:« اتوسل اليك بالائمة( عليهم السلام) الذين اخترتهم لسرّك ... وجعلتهم هداة مهديين».
[٢]. ميزان الحكمة، ح ١١٢٩٥.