روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٣٥ - يك سؤال
سخنى ديگر وارد شوند؛ وگرنه شما نيز همانند آنهاييد. بهيقين خداوند منافقان و كافران، همگى را در دوزخ گرد خواهد آورد».
بنا به روايات تفسيرى ذيل آيه، هر مجلسى كه در آن حقى انكار مىشود، يا زبان به بدگويى از اهل حق و حقيقت گشوده مىگردد، يا از مؤمنى غيبت مىشود، مصداق اينگونه مجالس است و نهى و بازداشتن تصريحشده در هر دو آيه، آن را دربر مىگيرد. اين خط قرمز ارتباطات اجتماعى است كه هرگاه كسى نتواند جلوى نافرمانى خداوند و گناهان بزرگى مثل كفر و انكار حق، و غيبت را در مجلسى بگيرد، نبايد به آن مجلس برود و اگر پس از شركت جستن متوجه شد، بايد برخيزد و برود و به تصريح آيه شريفه ٦٨ سوره انعام، اگر غفلت كرد و شيطانْ برخاستن و رفتن را از ياد او برد، بايد هر لحظه كه به ياد آورد و از غفلت بيرون آمد، برخيزد و برود.
يك سؤال
شايد اين سؤال به ذهن بيايد كه چگونه اين مسئله با ارتباط اجتماعى سازگار است. چگونه اسلام كه خودْ توصيه دارد با همگان مهربان و مرتبط باشيد، در اينجا به گسستن همين رابطه كوتاهمدت فرمان مىدهد؟! شايد كسى احتمال دهد كه اصلًا آيه سوره انعام متوجه شخص پيامبر اكرم (ص) است و معلوم نيست عموميت داشته باشد و تنها پيامبر اكرم (ص) مكلّف به بريدن اين ارتباط بوده است، نه آنكه لازم باشد همه مسلمانان اين كار را انجام دهند. خوشبختانه آيه صد و چهلم سوره نساء اين احتمال را رد كرده و خطاب را عام و با صيغه جمع آورده است. اين آيه شريفه با اشاره به آيه ٦٨ سوره انعام كه پيشتر نازل شده است،