روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٩ - گسترش فرمانبردارى
نداشتن به كسى كه هدايتش را به گونهاى مستقيم از خداوند مىگيرد، به چهكسى بپيونديم و با كه دست بيعت دهيم؟ روشن است كه در غياب چنين كسانى، پيشوايى و حق اطاعت از آنِ كسى است كه حداقل هدايتيافته باشدو بتواند تا اندازهاى ما را به راه اصلى سعادت نزديك گرداند. در موقعيت اضطرار، غيبت امام و دسترسى نداشتن به رهبر اصلى، فقط به مقدارى كه انتظام امور جامعه و دين و دنيا به آن وابسته است، عقل و شرع به ما اجازه پيروى از كسانى مىدهند كه از هدايت مستقيم الهى محروماند، اما از هدايت غيرمستقيم او برخوردارند. گفتنى است پيروى ما نيز بايد در چهارچوب پيروى از رهبران اصلى و حقيقى، يعنى معصومان متصل به خدا باشد؛ يعنى رهبرى كه از جانب امامان (عليهم السلام) براى روزگار غيبت، دستكم به طور عمومى و كلى و با صفات و شايستگى و نه نام بردن شخصى- آنگونه كه درباره امامان معصوم (عليهم السلام) رخ داده است- نصب و براى رهبرى موقت جامعه تعيين شده است. پيروى از چنين كسى، به گونهاى پيروى از معصوم (ع) است؛ زيرا به گونهاى نماينده هادى اصلى جامعه و امام زمان (ع) است و ازاينرو تا هر جا كه فرمان او، از دلِ دين برآمده باشد و فرمان حجّت غائب را ندا دهد، وجوب پيروى و تبعيت دارد و عقد اجتماعى اطاعت با او بسته مىشود. حاصل آنكه اطاعت مطلق و پيروى عام از كسى جز معصوم مجاز نيست و گسترش به پيروى از ديگران، فقط در طول پيروى از آنها و به مقدار مطابقت با حجّت الهى تحقق مىيابد؛ زيرا در روز قيامت، هر امتى با پيشواى خود محشور مىشوند و فقط كسانى سربلند و رستگار بيرون خواهند آمد كه راه حق و پيشواى برحق را برگزيده و به فرمان او سر نهاده باشند. اينان نامه اعمالشان به دست راستشان داده مىشود و ذرّهاى از آن كاسته نخواهد شد.[١]
[١]. ر. ك: اسرا: ٧١.