روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١١٣ - ٧ خيرخواهى و راهنمايى
پيامبران كه انسانهايى باخبر از سرنوشت راه و چگونگى رسيدن به مقصد و مواجهه با موانع و مشكلات آن هستند، پيشاپيش دانايىهاى خود را كه از سوى آفريدگار هستى و انسان در اختيارشان نهاده شده است، در اختيار طالبان آن و نيز كسانى كه به آن نياز حقيقى دارند، ولى نمىدانند، قرار مىدهند. ايشان به عنوان الگوهاى قابل اقتدا، خيرخواهى و پيوند گسترده هدايت و ارشاد را به عنوان ارتباطى عميق و انسانى در پيش ديد ما آدميان نهادهاند و آثار بزرگ و پرمنفعت آن را به ما نشان دادهاند. از پيامبر بزرگ ما، حضرت محمّد مصطفى (ص) نيز تصريحاتى نقل شده است كه خيرخواهى را همان دين و مايه تمايز مسلمان از غيرمسلمان شمرده و بزرگترين منزلت را در روز قيامت از آنِ كسى دانسته است كه بيش از ديگران براى خيرخواهى خلق خدا گام برمىدارد.[١]
خيرخواهى به مثابه يكى از بارزترين و نمايانترين جلوههاى انسانيت آدمى، مىتواند الگوى ارتباطى دينى- انسانى معرفى شود. اين الگوى ارتباطى مىتواند چنين تعريف شود كه ما نسبت به فرد يا گروه ديگر، حساسيت داشته، و نه از سر مداخله و سرك كشيدن در زندگى آنها، بلكه از روى دلسوزى و نوعدوستى به وضعيت و فرجامشان اهتمام داشته باشيم. عواطف انسانى ما اجازه نمىدهد كه برادر و همسايه خود را در حالتى ببينيم كه بههيچروى مناسب او نيست، و بايد او را با راهنمايى و دلسوزى، به وضعيتى بهتر برسانيم. در اين حالتها، احساسات اصيل آدمى، ما را به سوى فعاليتى گرم و پرشور مىراند تا با
[١]. ميزان الحكمة، عنوان« نُصح»، حديثهاى ٢٠١٨٠ و ٢٠١٨١ و ٢٠١٨٥.