روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٢ - اصل اول برابرى و برادرى
مىگذاريم. او، سنگ صبور ما مىشود و مايه تسكين روحى همه. نه ما از او مىرنجيم، نه او از ما مىرنجد. پرسش اين است كه چگونه اين پديده شكل مىگيرد و كسى محبوب و ديگرى منفور مىگردد؟ در اينجاست كه مهارتها و شگردها به كار مىآيد و پيروى از اصول حاكم بر ارتباط را لازم مىگرداند؛ اصولى كه به استوارسازى و سالم نگاه داشتن ارتباط اجتماعى كمك مىكند و در همه پيوندها جلوه مىنمايد؛ اصلها و آدابى كه از سوى همراهان هميشگى قرآن ارائه شده و ناگزيريم براى بنياد نهادن رابطهاى درست و پويا، سخنانشان را آويزه گوش بداريم و رفتارشان را الگوى عمل قرار دهيم؛ كسانى كه در جايگاه خاندان وحى و مبلغان و مفسران كلام خدا، سالمترين، عميقترين و استوارترين ارتباطها را با ديگران پىريزى كردهاند و بسيارى از بزرگان تاريخ، شيدايىترين پيوندها را با آنها داشتهاند. اگرچه اين اصلها همه مهم و مؤثرند، نمىتوان منكر شد كه برخى، از برخى ديگر كارآمدتر يا پركاربردترند، اما تشخيص آن به مطالعات گسترده دينى- اجتماعى عميق و دقيقى نياز دارد كه از عهده تحقيق فردى بيرون، و از كتابى با حجم موجود فراتر است. ازاينرو آنچه در اينجا مىآيد براساس سليقهاى شخصى و ترتيبى ذوقى است و جاى نقد و اصلاح دارد.
اصل اول: برابرى و برادرى
ما همه دوست داريم ديگران به ما احترام بگذارند، عزت و آبروى ما را حفظ كنند، عذر ما را بپذيرند و از خطاى ما چشم بپوشند و آن را براى كسى نگويند و رازهاى ما را فاش نكنند؛ آيا ديگران، اينها را از ما