روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٩٢ - عرصه بردبارى
عرصه بردبارى
همه ما در پى جلال و زيبايى و كمال و توانايى هستيم. هيچ كس زشتى و ناتوانى را نمىپسندد و همه خواهان افزايش محبوبيت خويش و كاهش دافعههاى فردى به منظور ارتباطهاى بيشتر و پيوندهاى عميقترند. يكى از كاركردهاى مهم اخلاق، توسعه همين رابطهها و گرم كردن اينگونه پيوندهاست. اما ارتباطات اجتماعى منحصر به دوستى و خويشاوندى و همسايگى نيست. ما از بامداد تا شامگاه با دهها نفر روبهرو مىشويم و با گونههاى متفاوتى از برخوردها، اخلاقها و نگاهها، تعامل داريم. اين آدمهاى متفاوت و گوناگون، از ما انتظارات مختلف دارند و ما نيز گاه از آنها توقّعات متعدد داريم. گاه برخى انتظار احترام دارند و ما بىتوجه مىگذريم، و گاه ما توقع تكريم داريم و بىحرمتى مىبينيم. گاه پرسش نرم و آراممان بىپاسخ مىماند و گاه سخن حقمدارانهمان، با تندى و سخن بىمنطق خُرد و لِه مىشود. بعضى وقتها از تعرّض كلامى ديگران بىبهره نمىمانيم و در اين وقت است كه بهاصطلاح از كوره درمىرويم و مسلسلوار الفاظى بر زبان مىآوريم كه در حالت عادى، نه مىگوييم و نه خود قبول داريم و ساعتى بعد و در پايان كشمكش خيابانى يا خانگى، پشيمان مىنشينيم و از برخوردمان اظهار تأسف مىكنيم و آه حسرت مىكشيم كه چگونه فلانى را از خود رنجاندم و چرا بامداد زيبايم را بر خود و ديگرى تلخ كردم؟!
راستى نسخه درمانگر ارتباطى كه يك سوى آن، با تلخى و تندى آغاز كرده چيست؟ اگر كسى به من با همه كهنسالىام، با همه استادىام، با همه احترام و شخصيتى كه براى خود قائلم، توهين كند يا در صف اتوبوس و خريد، مرا دور براند و با آرنج به پهلوهايم فشار دهد، چه