روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٠٤ - پاداش گذشت
تلافىجويانه من، موجب مىشود كه همين نفرت و كينه در آن سوى رابطه پديد آيد و رابطه از آن سو قطع شود، اگر پيشتر و در فاصله جرم و خطا تا انتقام از سوى كسى كه بر او ستم رفته است، قطع نشده باشد.
پاداش گذشت
اكنون وضعيت و حالت عفو و گذشت را بررسى كنيم. كسى كه از ابتدا مىبخشد و به انديشه انتقام در لاك خود فرو نمىرود و همّ و غمّش تلافى نمىشود، به خود چنين مىگويد كه خطا همزاد انسان است و گناه فقط از معصوم صادر نمىشود. همه انسانها در برخى مواقع پا از جاده مستقيم هدايت بيرون مىنهند و در برخى زمانها فريب شيطان را مىخورند؛ و مگر همه ما اين گونه نيستيم؟ اگر ما نيز خطاكاريم، آيا از خداوند انتظار عفو و گذشت نداريم؟ آيا ما در زندگى به سوى جايى نمىرويم كه يكيك اعمال ما را بررسى، و خوب و بدش را از هم جدا مىكنند؟ آيا انتظار ما مجازات و كيفر ديدن براى خطاها و زشتكارىهايمان است، يا به عفو و رحمت الهى اميد بستهايم؟ اگر چنين است، چرا ما نيز عفو نكنيم؟ و اگر ما عفو نمىكنيم، چرا چنين انتظارى از ديگران و از خداوند داريم؟ آيا اين پُرتوقعى نيست و آيا مقتضاى عدالت و انصاف است؟ جالب توجه آنكه خداوند، در آيه ١٤٩ سوره نساء مىفرمايد: (إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً) «اگر نيكىها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بدىها گذشت كنيد، خداوند بخشنده و تواناست [و با اينكه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت مىكند]».