روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٦ - اصل سوم به ياد ديگران بودن
اينان، نه ما را مىبينند و نه از ما سراغ مىگيرند و نه حضور و غيبت ما برايشان محسوس است، اما دوستان ديگرى هم، بهگرمى از ما احوالپرسى مىكنند و صميمانه، از مشكلات ما جويا مىشوند و از درس و مشق و خانه و كاشانه مىپرسند و در هر جا كمكى نياز باشد، دست مردانگى و جوانمردى پيش مىآورند و همچون انصار پيامبر در مدينه، ايثارگرانه، شام خود را براى ديگرى مىفرستند.[١] آنها در انجام دادن كارها، به يارىمان مىشتابند و در روزهاى غيبت و بيمارى، به عيادتمان مىآيند و روزهاى سرور و جشن، هديه مىآورند. گرهگشايى و حل مسائل مردم و البته از طريق حق و نه به باطل، منحصر به كارهاى بزرگ نيست. امام سجاد (ع) هرگاه در راه به سنگ و كلوخى برمىخورد، از مركب به پايين مىآمد و آن را به كنارى مىنهاد و دوباره بر مركب مىنشست و مىرفت.[٢] ما نيز مىتوانيم كوچه و جلوى درب منزل همسايه و محلّه خود را تميز كنيم و نان تازه داغ را براى همسايه بىكسوكار خود ببريم. مهم، در انديشه ديگران بودن و به مردم انديشيدن است و كار كردن به حد توان و با رعايت حق و راستى.
ما حتى اگر نتوانيم كارى انجام دهيم، بايد نيازمند را به سمت كسى كه مىتواند كارى كند، راهنمايى كنيم و بدانيم كه كمك، فقط كمك مالى نيست. آموختن نكتهاى كوچك، ارائه راهحل مسئله و معرفى كتابى خوب و استادى كارامد، گاه از هزاران تومان صدقه، پرارزشتر و براى روابط اجتماعى، سودمندتر است و البته فراخوانى به خوبىها و بازداشتن
[١]. الكافى، ج ٢، ص ١٧٥ باب« تراحم و تعاطف».
[٢]. بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٢٣.