روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٢٢ - ٣ انتظارات بىجا از شوهر
سوى زن، مرد نيز واكنش همانند نشان مىدهد و كانون زندگى به معركه درگيرى و كشمكش تبديل مىشود و بهتدريج تحمل چنين وضعيتى براى هر دو سوى رابطه دشوار مىشود. محبت و اطاعت، جاى خود را به سرپيچى و نفرت مىدهد و در اين حالت روابط متعارف ازدواج به گونهاى ديگر تحقق مىپذيرد. حتى در صورتى كه شوهر تحمل كند و به مقابلهبهمثل نپردازد، از محبتش به همسر كاسته مىشود و زندگى با عشق، به زندگى با نفرت تبديل مىشود و اين وضعيت غيرطبيعى تنها تا آنجا ادامه مىيابد كه تنشهاى عصبى حاصل از اين نگاه و رفتار، از آستانه تحمل طرفين درنگذرد.
گفتنى است به خشم آوردن شوهر نيز گونهاى آزار دادن است و ازاينرو اگر زن درنيابد كه چه رفتارى همسرش را خشمگين مىكند و سپس آن را ناخودآگاه تكرار كند، يا با قصد ايذا و اذيت چنين كند، فاصله چندانى تا جدايى نخواهد داشت و مورد بىمهرى خداوند نيز خواهد بود.[١]
٣. انتظارات بىجا از شوهر
مرد در جايگاه مسئول تشكيل، رشد و نگهدارى خانواده، مىكوشد نيازهاى اساسى خود و خانوادهاش را تأمين كند. اين ويژگى خانواده سالم و متعارف است و جز در مواردى كه مرد به اعتياد يا بيمارىهاى اخلاقى و اجتماعى مبتلا مىشود، همه جا چنين تلاشى وجود دارد. اين تكليف است و قابل منّتگذارى بر زن نيست، اما مشكل از آنجا آغاز مىشود كه در شرايط خاص و تنگناهاى مالى، شوهر قادر به تأمين
[١]. ر. ك: كنز الفوائد، ج ١، ص ١٥٠.