روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١١٥ - روش خيرخواهى
كند؛ مىتواند مستقيم و با بيان و قلم و گفته و نوشته باشد، و مىتواند غيرمستقيم و در عمل و رفتار ما نهفته باشد. مهم اين است كه خيرخواهى بايد از دل و جان سرچشمه گيرد تا به دل و جان نفوذ كند. خيرخواهى ما براى فردى كه آن سوى رابطه است، نبايد مداخله و فضولى به شمار آيد. خيرخواهى، با كنجكاوىهاى بچهگانه و ستيزهاى كلامى ميان دو همنشين يا دو خويشاوند تفاوت اساسى دارد. خيرخواهى با انتقادهاى شوهر سختگير يا مادرشوهر منتقد از عروس جوان و جديد خانه كه بههرحال از محيطى متفاوت آمده است، تفاوت دارد. اين عيبجويىهاى جامه نصيحت پوشيده، از سر دوستى و دلسوزى نيست و سرچشمه آن برخى روحيههاى ناسالم مانند حسادت است.
خيرخواهى نبايد تحميق و تحقيرى در پى يا در خود داشته باشد. نصيحتشونده نبايد چنين احساس كند كه ما او را بهدقت زير نظر داشته و اكنون در نخستين گام خطايش، مچ او را گرفتهايم و در اولين لحظه بيرون لغزيدن از راه، به شماتتش پرداختهايم. او بايد چنين احساس كند كه دستش را گرفتهايم تا يارىاش كنيم، نه آنكه از حركت بازش داشتهايم. در خيرخواهى، استقلال نسبى هر شخص بايد محفوظ بماند و نقش ما، نقش كمكى و ارائه رهنمود تلقى شود، نه مداخله، سرك كشيدن به زندگى و ورود به حريم و حيطه شخصى افراد. همچنين نبايد آنگونه اندرز دهيم يا به گونهاى براى فرد خيرخواهى كنيم و راه و طريق ارائه دهيم كه گويى آن شخص، خود توان شناسايى و كسب معرفت درباره مسائل خود و چگونگى حل آنها ندارد و بايد از نيروى بيرونى كمك بگيرد. اين، گونهاى توهين به عقل و حسّ اعتماد به نفس اوست. اگر اندرز تا اين حد ناشيانه داده شود، آن سوى رابطه، آن را نه پند و