روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٢٢ - نكته
به مؤمن شود و هيچ محذورى در ميان نباشد، واجب شرعى مىشود. نتيجه آنكه وظيفه نصيحتشونده، پذيرش نصيحت با دل و جان، و عمل به آن است.
نكته
برخى روانشناسان و آگاهان به مهارتهاى روابط اجتماعى، از نصيحتگرى منع كردهاند. اين برخورد، گاه با جريانهاى اجتماعى نيز تقويت مىشود. اين عالمان، نصيحت را كارى غيرمفيد و يا حداقل كمثمر مىدانند و برخى از آنها، نصيحت را گونهاى توهين به عقل نصيحتشونده مىخوانند. شايد بتوان اين سخن را در برخى نصيحتها درست دانست، اما بهطوركلى و عمومى، سخن صحيحى نيست. به گمان نگارنده، اين رد و انتقاد، بيشتر متوجه شيوه نصيحت است و درواقع به نصيحتهاى ناموفق بازمىگردد. هرگاه نصيحتكننده نتواند ظرفيت، عملكرد و چگونگى رفتار شخص ديگر را خوب دريابد و بىمقدمه و بدون مطالعه، كار او را تخطئه كند و به نصيحت روى آورد و از آن نيز به اندرزى زبانى و ساده بسنده كند، نمىتوان انتظار اثرگذارى داشت. درحالىكه نصيحت، به اندرز و پند منحصر نيست و گستره وسيعى از عملكرد انسان را دربر مىگيرد و گاه كافى است كه فرد از كارهاى نازيبا و نادرست بپرهيزد و خويشتندارى را در عمل و نه در زبان، الگوى عمل ديگران كند و خيرخواهىاش را اينگونه نشان دهد. افزون بر اين از ديدگاه قرآن، همه پيامبران نصيحتكنندهاند و از ديدگاه پيامبر اسلام نصيحتكننده، نشانههايى دارد كه مانع از انحراف نصيحت و ناكارآمدى آن مىشود. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
«أما علامة الناصح فأربعة: يقضي