روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٥٢ - بدگويى
بدگويى
از سوى ديگر، بدگويى نيز همين تأثير را در روابط اجتماعى، اما به شكل منفى مىگذارد. سخن زشت، آدمهاى بزرگوار را از گِرد انسان فرارى مىدهد و فقط كسانى را در كنار ما نگاه مىدارد كه پست و پليدند و از سخن زشت نمىرنجند. در اينگونه رابطهها، شيطان به صحنه مىآيد و وسوسهها و دامهاى خود را در اين عرصه مىگسترد. سخن زشت، كينه به دل مىدواند و چون كينه به دلى آمد، دوستى و پيوند رخت برمىبندد. زشتگويى، عادت و سيره انسانهاى پست و فرومايه است و زمينه ملامت و نكوهش ديگران را فراهم مىآورد. گاه ما در جواب درمىمانيم و از دادن پاسخ منطقى به سخن آن سوى رابطه، ناتوان مىشويم و بنا را بر فرياد و بدگويى مىنهيم و به سخن زشت و دشنام روى مىآوريم. بايد بدانيم كه اين كار ما بىپاسخ، و اين كنش ما بدون واكنش نمىماند. آن سوى ارتباط، اگر با ما مقابلهبهمثل كند، روشن است كه چه مىشود؛ و اگر به توصيه آيه شريفه (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)[١] يا (وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً)[٢] عمل كند، باز رابطه بريده يا سست مىشود و در هر دو صورت، آنچه بهره ما شده است، حرمان و ناكامى از ارتباط و ايجاد حلقه و پيوند با اوست. در هر دو صورت، پاسخ و واكنش ديگران، به زيان ما تمام شده است و ازاينرو بايد به اين فرمان منسوب به امير مؤمنان (ع) پاىبند باشيم:
«لا تقولنّ ما يسوؤك جوابه؛
هرگز سخنى مگو كه پاسخش تو را ناراحت مىكند».[٣] افزون بر آنچه گفته شد، همانگونه
[١]. فرقان: ٦٣؛ و چون نادانان آنها را[ به گفتار ناروا] طرف خطاب قرار دهند، آنها سلام( سخنى مسالمتآميز و دور از خشونت) گويند.
[٢]. فرقان: ٧٢؛ و چون به لغو و بيهودهاى عبور كنند، بىاعتنا و بزرگوارانه مىگذرند.
[٣]. غرر الحكم، ح ١٠١٥٥.