روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٥٣ - بدگويى
كه خوشگويى و سخن زيبا، مانند زيورى گرانبها، به آدمى زينت مىدهد و او را پيش ديگران مىآرايد، بدگويى و سخن ياوه و زشت، شخصيت انسان را فرومىكاهد و منزلت او را نزد ديگران پايين مىآورد و ارتباط ديگران با او را كاهش مىدهد؛ زيرا كسى دوست ندارد با افراد كمشخصيت، ارتباط برقرار كند. سخنى ديگر منسوب به امير مؤمنان (ع) اين نكته را بهروشنى و صراحت چنين بيان كرده است:
«سُوءُ المَنطِقِ يُزري بالبَهاءِ و المُروّةِ؛[١]
زشتگويى، شكوه و مروّت را لكّهدار مىكند». چنين كسى اگر ساكت و خاموش بماند، بهتر است از آنكه زبان گشايد و بد گويد و از قدر و منزلت خود بكاهد. چنين كسى اگر ساكت بماند، وقار خود را حفظ كرده است و رغبت ديگران را براى پيوستن به او و ايجاد ارتباط از ميان نبرده است، درحالىكه اگر لب به سخن باز كند و زشت گويد، آنگاه جامه ننگ و عار به تن خود پوشانده، و معلوم است كه رغبت ما به كسى كه جامهاى كثيف و چركين به تن كرده باشد، چه اندازه است. چنين كسى اگر سكوت كند و سخن نگويد، سالمتر مىماند و اين سلامت و سكوت برايش بهتر از سخنى است كه نه تنها جاذبه و محبت و پيوندى برايش به ارمغان نمىآورد، بلكه سرزنش و نكوهش ديگران را در پى دارد.
بهطوركلى اسلام به هيچ كس اجازه بدگويى و سبّ و دشنام نمىدهد، حتى اگر آن شخص مشرك باشد. در سوره اسراء پس از نقل زشتگويى مشركان كه پيامبر اكرم (ص) را انسانى سحرزده مىخواندند و خداوند آنها را ظالم و ستمگر خوانده است و نيز پس از گزارش سخنان انكارآميز آنان در رد قيامت و رستاخيز، مىفرمايد: (وَ قُلْ لِعِبادِي
[١]. ميزان الحكمة، ح ١٧٩٥١.