روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١١٢ - ٧ خيرخواهى و راهنمايى
پرارزش نمىتوانند و نبايد پنهان، احتكار و با صاحب آن دفن شوند، بلكه بايد در اختيار همه كسانى كه مىتوانند از آن استفاده كنند و به آن نياز دارند، قرار گيرند و حتى گاه عمومى و همگانى شوند. اگر در جامعهاى اين تجربهها و دستاوردهاى معرفتى و عملى و مهارتى توليد و سپس منتشر شوند، آن اجتماع هر روز، گامى به پيش مىنهد و از تكرار شكستها و تجربه مجدد ناكامىها مىرهد و به تعالى و پيشرفتى درخور نائل مىشود، بىآنكه زمان و فرصت چندانى را بر سر آن بنهد يا سرمايههاى گزافى را از دست بدهد. اين درواقع، يكى از هدفهاى اصلى تشكيل جوامع انسانى است. انسان به دليل قدرت نطق و برقرارى ارتباط سيار گسترده و عميق زبانى كه برخاسته از قدرت انديشهورزى اوست، مىتواند آموختههايش را انتقال دهد و ديدههاى خود را به كسانى كه نديدهاند و شنيدههاى خود را به آنان كه نشنيدهاند و درك خود را به آنها كه حاضر نبودهاند، منتقل كند. اسلام نيز بر اين اصل بنيادين صحّه گذارده و اين كار پرارزش را در قالب خيرخواهى و ارشاد و راهنمايى، سامان داده است. پيامبران الهى به منزله فرستادگان الهى براى راهنمايى بشر آمدهاند و همگى خيرخواهان دلسوز امتهاى متفاوت انسانى بودهاند. نوح (ع)[١]، صالح (ع)[٢]، شعيب (ع)[٣]، نمونههايى برشمرده در قرآن هستند كه خيرخواه و ناصح بودن خود را اعلام و به آن تصريح كردهاند. پيامبران ديگرى نيز به هدايتگرى و ارشادكنندگى خود تصريح كردهاند كه ذكر يكيك آنان در اين مجال ميسر نيست.
[١]. اعراف: ٦٢.
[٢]. همان، ٧٩.
[٣]. همان، ٩٣.