روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٥٨ - يارى دادخواهان
شُركاء ثَلاثَة؛[١]
ستمگر و يارىدهنده او و كسى كه به ستم او راضى باشد، هر سه در ستم شريكاند». امام صادق (ع) در اين حديث مىفرمايد: حتى كسى كه به ظلم كسى راضى باشد، شريك ظالم است. يعنى نيازى نيست تا براى ظالم دانستن كسى، او به ظالم يارى رسانده باشد، بلكه همين كه از كار او راضى و خشنود باشد، كافى است كه شريك ظلم خوانده شود.
گفتنى است روايات متعددى، راضى بودن شخص به كارى را موجب آن مىداند كه او را جزو عاملان به آن كار قرار دهيم و اين الحاق، هر دوگونه كار زشت و زيبا و خوب و بد را دربر مىگيرد. ازاينرو رضايت به ظلم، گونهاى ظلم است. نكته قابل توجه آن است كه روايت، به گونهاى دقيق، هر شخص بىطرف را به ظالم بودن متهم نمىكند و همه كسانى را كه ساكت ماندهاند، به يك سو ملحق نمىكند، بلكه سكوت همراه رضايت را موجب الحاق مىداند. بر اين اساس، ما مىتوانيم كسانى را كه در دل معترضاند، اما از سر اجبار يا ناتوانى، از اعتراض زبانى و عملى درمانده و عاجزند، از ظالمان جدا و گسسته بدانيم. در بسيارى از مواقع، روابط اجتماعى به گونهاى است كه اعتراض، زيانهايى بزرگتر را پديد مىآورد و باعث ستمهايى عميقتر و گستردهتر مىشود. در اينجا سكوت و بىعملى، شخص را به ظالم ملحق نمىكند، هر چند لازم است در دل، نارضايتى را پنهان و زنده بدارد.
حالت سوم، هميارى با مظلوم است. در جايى كه توان يارى رساندن به ستمديده داريم، بدون ترديد، بايد به كمك او بشتابيم. قرآن در ترغيبى
[١]. تحف العقول، ص ٢١٦.