روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٨٨ - پرسش
لحظهاى از ما رنجيده و كاسه صبرش لبريز گشته و پرخاشى كرده است، دوباره به سوى ما مىكشد و بالاتر از اين، گاه دشمن ما را نيز به سوى ما جلب مىكند و چنان فضايى از دوستى و صفا مىآفريند كه گويى دوستى گرم و بامحبت بوده است. مهم آن است كه بدانيم راه بهتر و زيباترِ مقابله با بدى ديگران چيست؛ نكتهاى كه بايد در عرصه زندگى آموخت و درباره هر كس با ويژگىهاى خودش به كار برد.
گفتنى است قرآن در آيه بعد، به صورتى كوتاه و گويا به مهارتى اشاره كرده است كه انسان را به اين درجه مىرساند تا بتواند در رويارويى با بدىها، به نيكى بينديشد و راه نيكوتر را به جاى پاسخ مشابه و مقابلهبهمثل برگزيند. آيه بعدى مىفرمايد: (وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ)[١] «و اين (صفت پاسخ بدى را به نيكى دادن) جز به كسانى كه صبر ورزيدهاند القا و اعطا نمىشود و جز به كسى كه سهم بزرگى [از كمال انسانيت] دارد داده نمىشود». پيام آيه آن است كه صبر و شكيبايى مىتواند انسان را در اين ارتباط اجتماعى موفق گرداند؛ انسانى كه سهم بزرگى از كمال و فضيلت را كسب كرده باشد و سرشت خود را بر احسان و نيكى تنيده باشد، همواره جرعه تلخ صبر را فرو مىبرد و از تركيب آن با حلم و بردبارى، چنان لبخند شيرينى بر لب مىآورد كه دشمن را جز تسليم چارهاى نيست؛ تسليمى از سرِ رضا و خشنودى و محبّت و دوستى. جالب توجه آنكه اگر شيطان، در اين ميان به ميدان آمد و از پايگاه نفس درونى و اماره به وسوسه پرداخت و حسّ انتقامگيرى و ابراز وجود و نمايش قدرت در برابر بدى ديگران را به رخ
[١]. فصلت: ٣٥.