روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٩ - اصل پنجم صداقت و وفادارى
«نميم» نيز به همين معنا، يعنى سخنچينى و دوبههمزنى است.[١] گفتنى است پيشوايان ما نيز دستور تكذيب و راندن سخنچين را صادر كردهاند؛ خواه خبر راست آورده، يا خبر را خود ساخته باشد![٢]
اصل پنجم: صداقت و وفادارى
در زبان احاديث، صدق و صديق به هم آميختهاند و دوستى و محبت، يادآور صفا و صميميتاند؛ اگرچه كسانى هستند كه دم از دوستى مىزنند و بهواقع، سوداى سود خود در سر دارند،[٣] اما اينان دوستان زبانىاند. دوستان قلبى و حقيقى، دلِ صاف و روشن خود را در دستان بىفريبشان مىنهند و آن را نثار و ايثار مىكنند. اينان، نه دوست را فريب مىدهند، نه پيمان مىشكنند.[٤] اينان در بازار دوستى، كالاى بىعيب آوردهاند و از وسوسههاى شيطان، رهيده و خود را آزاد ساختهاند.
صداقت در دوستى و پيوند، درستى اين ادعاست كه ما دوست را نه براى منافع خود، كه براى خود او مىخواهيم و نه براى بهرهگيرى، كه براى بهرهدهى. ارزش پيوند، فقط به اندازه بهاى غذاى مهمانى و راهاندازى كارى يا گرهگشايى از مشكلى نيست. قيمت دوست به اندازه صداقت و صفا و راستى و درستى او، و احترامش به پيوند او با درستى و پايبندى به آن است. بهاى دوست به پاس داشتن او از دوستى است و محبت بدون غلّ و غشّ وى در همه جا، و در اين فضا. ما نه توقعى
[١]. الميزان، ج ١٩، ص ٣٧١.
[٢]. ميزان الحكمة، ح ٢٠٦٨٧ و ٢٠٧٠٧.
[٣]. دوستى در قرآن و حديث، ح ٥٤٤.
[٤]. همان، ح ٥٥١.