روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٨ - اصل چهارم هوشيارى
نثار دوستت كن؛ اما همه رازهايت را با او در ميان منه، تا هم حق حكمت و هم حق محبت را ادا كرده باشى.[١]
جلوه ديگر هوشيارى، در ارتباطهاى سهجانبه است. من با شما و هر دو با شخص سومى آشنا هستيم و رابطهاى از نوع همكارى، همسايگى يا پيوندهاى اجتماعى ديگر داريم. يكى در اين ميان، از ديگرى سخنچينى مىكند و مىخواهد يكى از سه نفر را از اين حلقه ارتباط، خارج سازد. هوشيارى در برخورد خردمندانه با پديده زشت سخنچينى، ترسيمگر هوشيارى در ارتباط اجتماعى و نيز موجب استمرار آن است. سخنچين، ساحرى اغواگر است كه جامه پند و اندرز به تن مىكند و پرده سِر و حجاب تغافل را مىدرد و بذر دشمنى مىافشاند. ازاينرو، به منظور مغلوب نشدن در برابر اين شگرد شيطانى، خداوند در قرآن، ما را از پيروى هر سخنچينى، باز داشته است؛ هر كه باشد! و چنين فرموده است: (وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ\* هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ)[٢] «و از هر قسمخورنده فرومايهاى كه عيبجوست و براى خبرچينى گام برمىدارد، فرمان مبر». بر پايه دانش لغت عربى و به گفته برخى مفسران، «همّاز» صيغه مبالغه از مادّه «همز» است، به معناى كسى كه زياد عيبجويى و بدگويى مىكند يا كسى كه يكسره با چشم و اشاره طعن مىزند. اما برخى آن را به معناى كسى دانستهاند كه زياد غيبت مىكند. «مشّاء»، بدون ترديد به معناى كسى است كه به قصد فتنهانگيزى و دوبههمزنى، سخن عدهاى را براى عدهاى ديگر بازگو و به اصطلاح، خبركشى مىكند.
[١]. همان، ح ٥٧٢.
[٢]. قلم، ١٠ و ١١.