روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٤٧ - كاربردهاى زبان و سخن در زندگى
اجتماع انسانى كامل نشد و چنين پيشرفت نكرد مگر با توجه به ساختن زبان و گشودن راه بهرهگيرى از اين وسيله [شگفت] براى فهميدن و فهماندن؛ كه اگر اين نبود، انسان تفاوتى با حيوان زبانبسته در ايستايى و ركود زندگى نداشت.
كاربردهاى زبان و سخن در زندگى
اهميت زبان از طريق آگاهى از كاربردهاى گسترده آن در زندگى بشر و روابط اجتماعى روشنتر مىشود. از يك سو مىدانيم كه زشتى و زيبايى، از اولين جاذبههاى ارتباطى ميانفردى است و از سوى ديگر، سخن گفتن، آدمى را زشت يا زيبا مىكند و به فرموده برخى احاديث، اگر زيبايى زنان به رخسار آنان است، زيبايى مردان به گفتارشان است.[١] البته زبانى كه به وقت مناسب به سخن درآيد و بههنگام، در كام فرو رود؛ سخن راست و درست بگويد و از دروغ و فتنه و سخنچينى و تهمت و غيبت و آزار و تمسخر و تحقير به دور باشد؛ زبانى كه همزبانى بياورد و ديگران را با ما همسخن و همراه و مرتبط سازد؛ زبانى كه از انديشه برخاسته و پيرو خرد باشد؛ نه آنكه بىمحابا و بىانديشه بيرون بپرد و آدمى را تابع خود كند. انسان جاهل و سبكسر، عنان خود را به زبان مىسپرد و به جاى اينكه زبان، ابزار و اسير او باشد، امير اوست و به تعبير امام هادى (ع):
«الجاهل اسير لسانه؛[٢]
انسان نابخرد و سبكسر، اسير زبان خويش است». انسانى كه مىداند كى، كجا و چه بگويد و با چه كسى، چه چيزى بگويد و از چه چيزى نگويد و بتواند آنچه را در ضمير
[١]. ر. ك: ميزان الحكمة، باب ٣٥٥٩:« زيبايى مرد در شيوايى زبان اوست».
[٢]. الدرة الباهرة، ص ٤٢.