روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٧٠ - نكته
نكته
فرمانبردارى و اطاعتپذيرى از افرادى همچون خردمندان، دانشمندان، آنان كه به تقوا فرمان مىدهند و ديگر هدايتگران نيز صورت گرفته است و آيات شريفه قرآن، و نيز روايات متعددى كه از زبان مبارك امام على (ع) نقل شده است، بر اين مطلب دلالت دارند. براى نمونه، در سوره زخرف مىخوانيم هنگامى كه عيسى (ع) دلايل و برهانهاى آشكار آورد، گفت: (قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ)[١] «من براى شما حكمت (احكام شريعت و علوم عقلى) آوردم [و آمدم] تا بيان كنم براى شما برخى از آنچه را كه در آن اختلاف مىكنيد؛ پس، از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد».
از سوى ديگر، مىدانيم كه حكمت، نصيب و بهره عاقلان است و عاقل، از ديدگاه روايات و آيات، كسى است كه زمام امور خود را به دست دارد و مىتواند خويشتن را در تندبادهاى هوا و هوس و مصيبتهاى طوفانى، خوب و استوار نگاه دارد[٢] و در نقطه مقابل، جاهل با سبكسرى و كمخردى، زود برانگيخته مىشود و بىمهار و بدون كنترل، واكنش نشان مىدهد. بر اين اساس، حكيم و عاقل، در خارج يك مصداق دارند و هر كس كه بتواند خويشتن را كنترل و هدايت كند، بىترديد مىتواند ديگران را نيز كنترل كند و ازاينرو پيروى از او پيروى از حكمت و خرد است؛ همان سخن و پيامى كه حضرت عيسى (ع) آورد و براساس آن ديگران را به اطاعت از خود فرا خواند. با اين سخن، پذيرش روايت غرر الحكم (ح ٢٢٦٣) از زبان امام على (ع) كه فرمود:
«أطع
[١]. زخرف: ٦٣.
[٢]. ر. ك: ميزان الحكمة، ج ٧، ص ٣٣٣٢، باب ٣٤٣١:« من ينبغى طاعتهم».