روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٣٠ - از جا برخاستن
از جلوس حضرت (ص) ايشان، آخرين فرد مجلس به شمار مىآمد تا آنگاه كه فردى ديگر بيايد و كنار حضرت بنشيند و او آخرين فرد مجلس شود. همچنين به اين معناست كه گاه در مجلس پرجمعيت، پيامبر براى حفظ همين شيوه و سيره مجبور مىشد در پايين مجلس و گاه كنار در بنشيند كه اين نيز تواضع پيامبر را مىرساند؛ نه به سان برخى افراد، كه حتماً بايد به بالاى مجلس بروند و با تنگ كردن جاى ديگران، خود را به آنها تحميل كنند.
از جا برخاستن
ادب ديگرى كه قرآن به آن فرمان مىدهد، اين است كه چون فرمان به برخاستن از مجلس داده شد، كسانى كه نشستهاند، برخيزند؛ زيرا گاه جمعيت چنان افزون شده است كه با جمع كردن خود و تنگ نشستن و جا گشودن، جا براى كسى باز نمىشود و فايدهاى براى تازهواردان ندارد. در اين حالت چارهاى جز بلند شدن و برخاستن نشستگان و بيرون رفتن آنان نيست، تا آنكه افراد تازهوارد به درون مجلس بيايند و به هدف از شركت خود در جلسه برسند. اين رفتار، گونهاى احترام اجتماعى و نشانه فروتنى است؛ موضوعى كه اگر در مجلسها رعايت نشود، به تضعيف روابط اجتماعى و حتى ممكن است به درگيرى و ازدحام كشيده شود. گفتنى است علامه طباطبايى در تفسير شريف الميزان صورت ديگرى را نيز احتمال داده است. ايشان مىفرمايد: فرمان به برخاستن براى آن است كه شخصى برتر و بالاتر از شما به مجلس آمده و ممكن است بزرگ و صاحب مجلس، از شما بخواهد كه برخيزيد و جاى خود را به شخص تازهوارد بدهيد. كسى كه از نظر علم يا تقوا، برتر و بالاتر از