روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٦ - ٢ امامان(عليهم السلام)
به خواست خدا شما را به راه بهشت مىبرم، هرچند راهى پررنج و پرمرارت باشد». امام على (ع) مىداند كه طى راه دشوار است و بهشت سعادت، جز با تحمل دشوارىهاى راه به دست نمىآيد و ازاينرو پيشاپيش هشدار مىدهد تا كسانى كه راه را نمىشناسند، پيوند خويش را در ميانه راه نگسلند. شايد اينجا پرسشى رخ بنمايد: چرا از ميان اينهمه انسانهاى شايسته و درستكردار كه گرداگرد پيامبر رحمت (ص) حلقه زده بودند، فقط اين چند تن، از على (ع) تا مهدى (عج) شايستگى برقرارى پيوند رهبرى دارند؟ چرا ديگر ياران و اصحاب باوفاى پيامبر اكرم (ص) مانند ابوذر، مقداد، عمار، ياسر و پيروان و فرزندان خلف آنها چنين استحقاقى ندارند؟ البته اينجا مجال بحث عقيدتى و كلامى نيست؛ اما با استناد به آيه ٣٥ سوره يونس كه مىفرمايد: (قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ) «بگو: آيا از اين بتان شما كسى هست كه به حق راه نمايد؟ بگو: خدا به حق راه مىنمايد. آيا آن كه به حق راه مىنمايد، به متابعت سزاوارتر است يا آن كه به حق راه نمىنمايد و خود نيز نيازمند هدايت است؟ شما را چه مىشود؟ چگونه حكم مىكنيد؟». چنين مىگوييم كه اصحابى مانند سلمان و ابوذر نيز هدايتيافته بودهاند و در راه قرار داشتهاند و بىگمان همنشين ائمه (عليهم السلام) و پيامبر اكرم (ص) در بهشت جاويد هستند، اما آنها هدايتيافتگانى بودند كه هدايتشان با پيامبر (ص) و ائمه (عليهم السلام) و در رأس آنها، امام على (ع) بوده است، نه هدايتى مستقيم و از جانب خداى متعال؛ درحالىكه آيه مزبور، كسى را شايسته هدايت كردن و پيروى شدن مىداند كه خودْ هدايت مىكند، بى آنكه محتاج هدايت انسانى ديگر باشد. آيه شريفه،