روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٤ - آثار روابط اجتماعى
ديگر آسيب مىرساند. بسيارى از رابطههاى ناسالم و مفاسد اجتماعى و اخلاقى، نتيجه درست ننهادن پايه روابط اجتماعى در نهادهاى اجتماعى بنيادين مانند كانون خانواده و مدارس ابتدايى و دوستىهاى دوران كودكى است. اگر در كودكى، احترام به انديشه ديگران، محبت و نيكى به همنوعان و صداقت و دورى از دورويى را در ارتباط با ديگران فرا بگيريم، در بزرگسالى، نه به جهالت و سبكسرى و خودكامگى كشيده مىشويم، و نه در پى جنايت و خيانت روان مىشويم.
به سخن ديگر، ما آنقدر در روابط اجتماعى غوطهوريم كه چون ماهيان اقيانوس، مفهوم آن برايمان چندان محسوس نيست. كافى است چند روز در جنگل يا بيابانى بدون سكنه، يا در زندانى انفرادى گرفتار آييم، آنگاه ارزش روابط اجتماعى و آثار گسترده آن را بر روح و جان خود احساس خواهيم كرد. ما همگى خورشيد را مىشناسيم و به ارزش وجودى آن آگاه هستيم؛ نور و گرماى زندگىبخش آن را با همه تن و گوشت و پوست و استخوان خود احساس مىكنيم و از فوايد آن بهخوبى اطلاع داريم. تأثير آن را بر رشد گياهان، سلامت آدميان، پيدايش باران و نابود كردن تباهىها مىدانيم و با اينهمه، بسيارى از روزها هنگام بيرون آمدن از خانه متوجه آن نمىشويم و بسيارى از غروبها هنگام بازگشت به خانه، سراغى از او نمىگيريم. فقط هنگامى كه حرارت نيمروز، ما را به سايهاى مىكشاند، يا صبح سرد و سوزناك و ابرى زمستانى، جاى خالى آن را به ما مىنماياند، آنگاه متوجه رابطه خود با خورشيد مىشويم. بسيارى چيزها در زندگى چنيناند؛ تا هستند و به حالت عادى به سر مىبريم، از آنها غافليم، و چون از ميان مىروند، به يادشان مىافتيم. رابطههاى اجتماعى نيز اينگونهاند. تصور كنيد از خانه