موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٤ - بلاد كبيره
كه محل كارشان تا منزل ٢٢ كيلومتر (چهار فرسخ شرعى) باشد، بايستى روزه و نمازشان شكسته باشد؛ و لذا خواهشمند است صحت اين مسأله را تأييد فرماييد.
ضمناً اين سؤال نيز پيش مىآيد كه آيا اينگونه افراد، دائم السفر نيستند؟ زيرا در روز، حداقل دو سفر (رفت و برگشت) انجام مىدهند. دليلى كه از حضرتعالى بر اين مسأله نقل شده است، مترتّب بودن (پى در پى بودن) سفر مىباشد كه باعث گرديده نماز و روزه قصر شود كه باز هم خواهشمند است تفاوت دائم السفر و مترتّب بودن سفر را مرقوم فرماييد؛ زيرا آن طور كه از مسألهاى در رساله عمليه بر مىآيد، سفر كسى مترتّب است كه حداقل بين هر سفرش، يك روز فاصله باشد؛ مثلًا كسى كه كاسب است و از شهر جنس مىخرد و براى فروش به دهات چهار فرسخى مىبرد و جنس او كه تمام شد مجدداً براى خريد بر مىگردد، اين شخص خواه ناخواه بين سفرهايش فاصلهاى خواهد بود؛ در صورتى كه دائم السفر، هر روز مسافرت مىكند و روزانه سفرش قطع نمىشود؛ مثلًا رانندگان اتوبوس شهر ما، امروز به تهران مىروند و شب مىمانند و فردا بر مىگردند؛ و يا در مسألهاى كه از راديو توسط آقاى صانعى نقل شد، رانندگان اتوبوسرانى شركت واحد و پستچىها دائم السفرند، زيرا هر روزه چند سفر انجام مىدهند؛ ساكنين تهران هم كه در ٢٢ كيلومترى منزلشان كار مىكنند نيز صبح مىروند و بعد از ظهر بر مىگردند (كه جمعاً مىشود هشت فرسخ) كه اين كار را هر روز انجام مىدهند؛ آيا آنها نيز مانند آن راننده كه روزى يك سفر به تهران انجام مىدهد و دائم السفر است، دائم السفر محسوب مىشوند؟
بسمه تعالى، در شهرهاى بزرگ خارق العاده مانند تهران فعلى، ابتداى مسافت از منزل حساب مىشود و با پيمودن هشت فرسخ شرعى، ولو در مجموع رفت و برگشت، اگر سفر شغل محسوب نباشد، حكم مسافر دارند؛ و كثرت سفر موجب سقوط حكم مسافر نيست.