صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٨ - مصادره اموال نامشروع بر طبق موازين قانونى
روى حدودش عمل بشود. اگر اشخاصى باشند كه مال مردم را بردهاند، هر كس نمىتواند برود مال را از او بگيرد كه اين مالِ مردم است، بايد روى موازين باشد، روى موازين قانونى باشد. يا فرض كنيد، مالى يا زمينى يا آپارتمانى يا هتلى مال مردم باشد و يك كسى از مال مردم درست كرده باشد، اين هم بايد روى موازين قانونى باشد، و به طور هرج و مرج نباشد. مسئله مصادره، يك مسأله است، مسأله هرج و مرج، يك مسئله ديگر. آقايان بايد توجه داشته باشند كه به مجرد اينكه يك چيزى به گوششان خورد و مطلب را هم درست نفهميدند چيست، بريزند و بشكنند، و عرض بكنم كه مصادره كنند و بعد هم اعلام كنند كه ما با قوّه قهريّه مقابله خواهيم كرد. خوب، اين معنايش هرج و مرج است. همانى است كه مىخواهند يك عدهاى كه اين مملكت اين طورى بشود، به هرج و مرج كشيده بشود. آرامش نباشد تا نتوانند مسائل را حل بكنند.
شماها كوشش كنيد كه مسائل را روى موازين عمل بكنيد. كوشش كنيد كه- عرض مىكنم كه- آرامش محفوظ باشد و روى موازين پيش برود. وقتى كه آرامش شد، روى موازين پيش رفت، ظلم به كسى نخواهد شد. و اما اگر بنا باشد كه روى موازين نباشد، اين بالاخره وقتى دست يك دسته اشخاص جوان افتاد كه آدمهاى خوبى هستند، بين آنها هم يك دسته اشخاص مفسد افتادند، اين كم كم مىرسد به هرج و مرج و كم كم به زد و خورد و كم كم به كُشت و كشتار و يك شهرى را، يك مملكتى را ناآرام مىكند. وقتى ناآرام كرد، ديگر نمىشود كارهاى اصلاحى را كرد. شما هميشه بايد توجه به اين بكنيد كارها اصلاحى باشد، نه كارها روى موازين فساد باشد. كار اصلاحى هم بايد روى آرامش باشد، نه اينكه هر كس هر كارى دلش مىخواهد بكند و بگويد كه ما انقلابى هستيم. حالا كه انقلابى هستيم، ديگر نه دادگسترى و نه قوانين و نه قوانين شرع و نه هيچ چيز ديگر در كار نيست، ما مىخواهيم خودمان هر كارى دلمان مىخواهد بكنيم. نخير، مسأله اين طور نيست. در هيچ حكومتى؛ در حكومت على بن ابى طالب هم اين جور نبوده كه هرج و مرج باشد، هر كس هر كارى دلش بخواهد بكند، اگر يك كار خلاف مىكرد، حضرت امير مىآورد و حدَّش مىزد. اين طور است مسأله.