صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - مشاركت عشاير در حفظ مرزهاى ايران
جمهور تعيين مىكنند، و با همان وضع باز وكلاى دار الشورا تعيين مىكنند. حالا اين نويسندهها هر چه دلشان بخواهند بگويند. ديگر جاى اينها نيست توى اين مملكت، مگر خودشان را اصلاح كنند. اگر اينها هم برگردند، پيوند پيدا كنند به همين توده مردم، به همين توده زحمتكش و به همين توده بازارى و فرهنگى و- عرض بكنم كه- جاهاى ديگرى، و دبستانى و بعد دبيرستانى و فرهنگستانى و همه اينها و اين چيزها، اگر اتصال به اينها پيدا بكنند، آنها هم مثل ساير برادرها به حسب مقاماتى كه دارند از اين فرهنگ استفاده مىكنند و از اين مملكت استفاده مىكنند، و برادر با هم هستند. اما اگر هِى بگويند ملت ما حالا نمىشود، حالا نرسيدهاند به آنجايى كه آزاد بشوند، حال نرسيدهاند به آنجايى كه مثلًا وكيل تعيين بكنند، اينها محتاج به قَيِّماند، اين همان حرفى است كه امريكا از خدا مىخواهد كه نويسندههاى ما بگويند مملكت ما احتياج به قَيِّم دارد! قَيِّمشان چه كسى بايد باشد؟ مستشارهاى امريكايى؟! نمىفهمند اينها كه دارند چه مىكنند. توهين مىكنند، اهانت مىكنند، به يك ملت رشيدى كه با رشد خودش كارها را به اينجا رسانده، و به آخر هم مىرساند. اينها باز ادراك نكردهاند كه اين ملت چى هست و چه كاره است.
مشاركت عشاير در حفظ مرزهاى ايران
و من اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالى همان طور كه به شما توفيق داد كه تا اينجا آمديد و موانع رفع شدهاند، ديگر احتمال اينكه «اعليحضرت آريامهر» تشريف بياورند به اينجا، اين نيست. و احتمال اينكه امريكا دوباره بيايد و بخواهد به ما حكومت كند اين هم ديگر نيست، تمام شد؛ من اميدوارم كه همين طور كه موانع را رفع كرديد، اين پاكسازيها و اين تصفيهها و اين سازندگيها، همه با قدرت خودتان، آقايان عشاير كه در مرز هستند و در آنجا هستند با قدرت خودشان، و- عرض مىكنم كه- جوانهاى رشيد، خودشان از مرزهاى خودشان پاسدارى كنند همه. همه ما هم از شما اطاعت مىكنيم. من هم مطيع شما هستم؛ اما همه مطيع خدا، همه ما مطيع خدا. خدا از شما مىخواهد كه مرزهايى كه آنجا هست و حالا خيلى ژاندارمرى قوى نيست در آنجا، يا ارتش خيلى