صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - سياست استعمارى نسبت به جهان سوم
حيواناتى كه در آنجا زندگى مىكنند عنايت آنها به آنها، بيشتر از انسانى است كه در اينجا زندگى مىكند! دوايى كه در آنجا استعمالش ممنوع است، در اينجا استعمالش مجاز است، مىفرستند در دنياى سوم. طبيبى كه در آنجا طبابتش ممنوع است مىفرستند او را اينجا، اينجا طبابتش مُجاز! اين طبيبهايى كه آنجا درس مىخوانند اينها بسياريشان را اجازه نمىدهند كه در آنجايى كه تصديق هم به او دادند و ديپلم هم به او دادند، همه تصديقها را دادند به او، اما مشروط به اين است كه تو بِرَوى در محل خودت طبابت بكنى؛ اينجا حق ندارى طبابت بكنى. براى اينكه براى ممالك به نظر آنها استعمارى، براى دنياى سوم، هيچ حيثيت قائل نيستند. همه چيزهايى كه آنها براى خودشان مىخواهند براى ما نمىخواهند. براى ما يك چيز ديگرش را مىدهند.
اين را من سابق هم گفتم، كه ما در پاريس كه بوديم، از اين جوانهايى كه در آلمان مشغول تحصيل بودند آمدند پيش ما و گفتند كه ما در اينجا كه تحصيل مىكنيم نمىگذارند ما بالا برويم. در يك حد معيّنى ما را نگاه مىدارند، نمىگذارند كه ما مرتبه بالا را برويم. مع الأسف در همين دانشگاههاى ما هم راه پيدا كرده بودند و نمىگذاشتند آن رشدى كه بايد جوانهاى ما بكنند، بكنند. و بعضى از اين اساتيد دانشگاه و اينها وابسته بودند و مأمور بودند به اينكه نگذارند اينها يك رشد صحيحى بكنند. اگر شما بخواهيد استقلال پيدا بكنيد و آزادى حقيقى پيدا بكنيد، بايد كارى بكنيد كه در همه چيز خودكفا باشيد؛ مستغنى باشيد. كشاورز بايد كارى بكند كه ديگر ما احتياج گندم به خارج نداشته باشيم. دانشگاهى بايد كارى بكند كه ما در طبابت، ديگر احتياج به خارج نداشته باشيم، در مهندسى احتياج به خارج نداشته باشيم.
اين بىانصافها در اين رژيم سابق آن طور مىخواستند ما را عقب مانده نمايش بدهند و به خودمان هم حالى كنند كه اسفالت هم وقتى مىخواستند بكنند از خارج مىآوردند! اگر مىخواستند جادهسازى بكنند، يك اسفالت بكنند، يك بنايى درست كنند، يك راهى درست كنند، هر چه، مىگفتند متخصص بايد از خارج باشد. نه اينكه اينجا نبود؛ هست اينجا؛ لكن اينها مىخواستند جورى بكنند كه ما همه چيزمان را ببازيم