صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٦ - استرداد اموال به تاراج رفته
ان شاء اللَّه صحيح باشد اين منتها- ديروز كه آقاى يزدى [١] اينجا بودند و گفتند كه يك همچو كارى شده است، و ما هم شرايطى كرديم، لكن بردند او را به اسم اينكه در مريضخانه بايد بخوابد، و ديگر هم قابل علاج نيست. من به ايشان گفتم خوب، پس پولهاى ما چه مىشود؟ خوب، اين بميرد، پولهاى ما چه مىشود؟ ايشان گفتند كه بايد در محاكم اينجا پروندهها جمع بشوند، و در محاكم اينجا محكمه تشكيل بشود و تعيين بشود؛ اين پروندههايشان رسيدگى بشود. آن پروندهها را در خارج ببريم، دادگستريهاى آنجا رسيدگى مىكنند. و آن وقت ممكن است كه ما به دست بياوريم.
و بنا بر اين است كه پروندهها را اشخاصى كه اطلاع بر آن دارند، هر كس اطلاع دارد، هر بنگاهى كه اطلاع دارد، وزارتخانهها كه اطلاع دارند، اينها را جمع بكنند و دادگاه جمعآورى بكنند؛ و بعد هم به توسط وكلايى كه در آنجا قرار مىدهند اين رسيدگى بشود كه نرود از بين. مرحوم مدرس- خدا رحمتش كند- يك وقتى كه رضا خان رفته بود در يك جايى، در يك سفرى و برگشته بود، ايشان گفته بود كه من به شما دعا كردم! تعجب كرده بود كه خوب، ايشان دشمن سرسخت من است، چه طور به من دعا كرده؟ گفته بود: نكتهاش اين است كه اگر تو در اين سفر از بين مىرفتى، پولهاى ما از بين مىرفت! ما براى حفظ پولهايمان به تو دعا كرديم. حالا ما دعا نمىكنيم به اين! اما ان شاء اللَّه اميدواريم كه نتوانند. اين پولها را و اين ثروتى را كه اينها بردند يك چيز كوچكى نيست. ديشب اين آقا مىگفت كه پولى كه مال خود اين شخص است پول يك سال نفت است، پول يك سال نفت! الآن در بعضى از اين بانكهاى خارجى، پول شخصى اين است كه خودش شخصاً گذاشته است كه ميلياردها دلار است. در هر صورت، اينها خراب كردند اينجا [را] و خوردند و بردند. و نه خود او تنها؛ اقشار ديگرى كه اطراف او بودند. و اين ريشههاى ديگرى هم كه ماندند و به اسم چپى و فدايى خلق، اينها از همانهايند.
[١] آقاى ابراهيم يزدى، وزير امور خارجه دولت موقت