صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢١ - آزادى ملت در رأى دادن
مرحوم آقاى طالقانى رأى دادند، بيش از دو ميليون به آقاى منتظرى رأى دادند؛ قريب دو ميليون به ديگران رأى دادند؛ يك ميليون و چه قدر به ديگران رأى دادند، اكثريت آوردند؛ در شهرهاى ديگر هم اكثريت آوردند؛ اكثريت قاطع آوردند؛ و ديگران در اقليت بودند؛ حالا كه در اقليت واقع شدند اين آقايان روشنفكر و اين آقايانى كه ادعاى دمكراسى مىكنند، حالا كه در اقليت واقع شدند، مىخواهند كه بگويند نه، رأى اكثريت ميزان نيست، بايد منحل بشود!
آزادى ملت در رأى دادن
من مىپرسم از اين آقايان كه چرا بايد منحل بشود؟ چه شده است؟ چه طور شما «بايد» مىگوييد؟ شمايى كه- گوش كن- شمايى كه مدّعى اين هستيد كه بايد آزادى باشد؛ شما مىگوييد رأى آزاد ندادند مردم؟! شما مىگوييد كه مردم آزاد نبودند در رأى و رأى درست ندادند؟! فرض اين است كه از اول شما اين مطلب را نگفتيد آن وقتى كه مردم رأى دادند، و همه مردم هم ديدند كه رأى آزاد، مردم دادند. اينها خيال مىكنند كه اگر مجلس منحل بشود، مجلس ديگر نمىخواهيم؛ يا دوباره بايد از سر انتخابات بشود. اگر صد مرتبه انتخاب بشود، مردم علمايشان را انتخاب مىكنند، صد مرتبه. اگر صد مرتبه انحلال پيدا كند مجلس، و دوباره مردم [حاضر] باشند، مردم اشخاصى كه متديناند و اشخاصى كه شناخته شدهاند و اشخاصى كه- عرض مىكنم كه- غربزده نيستند و اشخاصى كه توجه به اسلام دارند، اينها [را] تعيين مىكنند. شما باورتان بيايد كه اين طور نيست كه شما خيال مىكنيد كه اگر چنانچه منحل بشود- اولًا انحلال نمىشود همچو، كسى حق انحلال ندارد، خود ملت حق دارند و ثانياً- اگر منحل بشود، يك وقت بگوييد كه خوب، ما قانون ديگر نمىخواهيم، بس است! شما حق همچو چيزى نداريد. يك وقت مىگوييد كه قانون مىخواهيم، قانون هم ملت بايد تعيين كند، مجلس مؤسسان باشد؛ ملت متدينين را، علمايشان را، متدينينشان را تعيين مىكند. وكلا هم وكلاى دار الشورا هم باشد، باز همين طور است.