صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - تلاش دشمن در جهت حذف افراد لايق
[هستم]، مثل آقاى دكتر يزدى [١]، آقاى بنى صدر [٢] آقاى قطب زاده [٣]، اينهايى كه من بيست سال با آنها آشنا بودم و اينها بيست سال در خارج خدمت كردند به ضد اينها، به ضد رژيم، عمل كردند، به مجردى كه اينها آمدند، فوراً هى كاغذ مىآمد كه اينها امريكايى هستند! اينها اصلًا مگر فارسى هم بلدند! نسبت به آقاى يزدى مىگويند مگر فارسى بلد است اين؟! اينكه امريكايى است. آخر چرا بايد انسان اين طور باشد. حالا از اينها يك قدرى سست شدند، حالا افتادند به جان يك قشر ديگر. يك نفر آدمى را كه من بيست و چند سال است از نزديك مىشناسم، او پيش من درس خوانده، با من معاشر بوده، من همه چيزش را مىدانم، حالا افتادند به جان مثل آقاى دكتر بهشتى [٤]. آقاى دكتر بهشتى را از او مىترسند اينها، براى اينكه يك فرد لايقى است؛ و اينها نمىخواهند اين طور افراد باشند؛ مىخواهند يكى يكى [هتك كنند] نوبت همهتان شايد برسد! يكى يكى، هر كس را يك جايى ببينند، يك كارى انجام مىدهد مىخواهند هتك حرمتش بكنند، يا ساقطش بكنند. امروز آمدند به من گفتند كه نسبت به ايشان خيلى [حرف زده] مىشود. من بيست و چند سال است، بيست و چند سال است كه من ايشان را از نزديك مىشناسم. اينها خيال كردند اينها از خارج آمدند و حالا من تازه اينها را ديدم و نمىدانم اينها كى هستند! من مىشناسم اينها را. مردم متقى هستند اينها. مردمى هستند كه براى اسلام كار از آنها مىآيد. خوب، اين مردمى كه براى اسلام كار از آنها مىآيد يكى يكى را كنار بگذارم، كنار بگذارند، و همه را خلع سلاح بكنند، آن وقت كى ديگر باقى مىماند؟
الآن هر كس كه در دولت باشد، هر كس كه در شورا باشد، هر كس كه در دادگاهها باشد، برايش مىگويند. رايج شده است يك همچو مطلبى كه بيخود براى اشخاص يك
[١] آقاى ابراهيم يزدى كه هنگام ايراد سخنرانى، وزير امور خارجه دولت موقت بود.
[٢] آقاى ابو الحسن بنى صدر كه نخستين رئيس جمهورى اسلامى ايران شد.
[٣] آقاى صادق قطب زاده كه هنگام ايراد سخنرانى، سرپرست راديو و تلويزيون بود.
[٤] آقاى سيد محمد حسينى بهشتى كه هنگام ايراد سخنرانى، رئيس ديوان عالى كشور بود.