صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - رفراندم جمهورى اسلامى؛ پيروزى مذهب
كشيدند؛ و الّا شما مدفون بوديد. شما اشخاصى بوديد كه يا طرفدار رژيم بوديد- و با صراحت به من بعض سران شما مىگفتند كه رژيم باشد- و يا اگر طرفدار هم نبوديد، جرأت يك كلمه گفتن نمىكرديد، جرأت اينكه قلم برداريد و يك مقاله بنويسيد، يك سطر بنويسيد، نداشتيد. شما را رژيم سابق مدفون كرده بوده؛ و روحانيون شما را از زير خاك بيرون آوردند.
اين روحانيونى كه شما حالا مىگوييد انحصار طلباند، اينها شما را از انحصار بيرون آوردند. اينها حصر را برداشتند؛ نه اينكه منحصر كردند. حالا هم كه بيش از يك ميليون از مردم عادى و اشخاصى كه بسياريشان زيادى و فقط بخور و بخواب هستند در ادارات ما هستند، در سرتاسر كشور بيشمارند ببينند اگر پنجاه نفر روحانى را در اداره ديدند، آن وقت بگويند انحصارطلب! اين نهضت را با قدرت روحانيت و اسلام- كه ملت ما اسلامى بودند و علاقه به اسلام و كاركنان اسلام داشتند- به اينجا رساندند. و شما به جاى اينكه تشكر كنيد از اينها كه شما را از خارج ايران به داخل كشاندند، شمايى كه در خارج ايران بعضيتان به سر مىبرديد و جرأت اينكه به مرز ايران وارد بشويد [نداشتيد] زحمات ملت ما- كه در رأسش روحانيت بود- شما را از خارج به داخل كشاند و شما را از زاويهها بيرون آورد و شما را از سكوت به صحبت كشاند، قلمهاى شكسته شما را دوباره تجديد كرد، شما به جاى اينكه از اينها تشكر كنيد، از شما هم اجر و مزدى هيچ وقت نخواستند و مَنْصَبى و ادارهاى اينها نمىخواهند، عوض اينكه قدردانى كنيد از اينها، مىگوييد كه، اظهار تأسف كه، مبادا يك وقت جورى بشود كه ملت ما كذا! آخر تو كى هستى كه «ملتِ تو»؟ ملت به تو چه كار دارد!
رفراندم جمهورى اسلامى؛ پيروزى مذهب
ملت آنى است كه به جمهورى اسلامى نود و هشت و نيم، قريب نود و نه، به جمهورى اسلامى رأى داد، كه شما مىگفتيد اسلامش نه. همين شماهايى كه حالا اين حرفها را مىزنيد آن وقت هم مىزديد. شماى «اسلام نه» ها همه قوايتان را روى هم