مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١ - تفسیر سوره انفال (٤)
باقی میماند. مرحله سوم اینکه خودشان شکست نهایی خواهند خورد، که در فتح مکه شکست خوردند. مرحله چهارم، آن آینده بسیار تاریک آنهاست که محشور شدن آنان در جهنم است.
لِیمیزَ اللَّهُ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیبِ وَ یجْعَلَ الْخَبیثَ بَعْضَهُ عَلی بَعْضٍ فَیرْکمَهُ جَمیعاً فَیجْعَلَهُ فی جَهَنَّمَ اولئِک هُمُ الْخاسِرونَ.
در دنیا بد مطلق وجود ندارد. هیچ بدی نیست که یک نتیجه خوب نداشته باشد. یکی از چیزهایی که به حسب ظاهر به نظر میرسد بد است و در باطن خوب است آزمایشهای الهی است. وقتی اجتماع آرام است یعنی یک امتحان بزرگی پیش نیامده است، انسان همه مردم را یکرنگ و مانند هم میبیند، همه شبیه همدیگرند.
انسان خیال میکند یک مردم یکدست وجود دارد و حتی بعضی از افراد خیلی بهتر از دیگران جلوه میکنند و انسان آنها را بهتر تشخیص میدهد تا اینکه یک حادثه تندی و به تعبیر قرآن یک امتحانی پیش میآید. یک وقت انسان میبیند که گویی مردم غربال میشوند. مثل غربال که ریز و درشت میکند، ریزها به یک طرف میروند درشتها به یک طرف، مردم غربال میشوند، یک عده یک طرف قرار میگیرند و یک عده طرف دیگر. به اصطلاح امروز صفها از همدیگر جدا میشود. از یک نظر خیلی اسباب تأسف است. انسان یک وقت میبیند افرادی که هیچ از آنها انتظار نداشت چغاله از آب درآمدند. ولی از نظر افراد دقیق و باریکبین باید گفت خوب شد که صفها از همدیگر جدا شد.
مثلًا اگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه مبعوث نشده بود و فرضاً ما را میبردند در همان جامعه مکه، در آنجا افرادی را میدیدیم همه مثل همدیگر، یکسره و همانند و یکسان. ابوجهل و ابوسفیان را میدیدیم، عمار یاسر و ابوذر غفاری را هم میدیدیم و از نظر ما میان اینها فرقی نبود. اما حادثه شدیدی مثل ظهور اسلام و نزول قرآن پیش میآید، یک تکان شدید میدهد، یک وقت میبینیم که اینها از همدیگر جدا میشوند، درست مثل دستگاههای تجزیه شیمیایی که عناصری را که به یکدیگر آمیختهاند از همدیگر جدا میکند، هر قسمتش به یک طرف میرود.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در یکی از خطبههای نهجالبلاغه میفرماید: لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً،