مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - معجزات پیغمبر اسلام
خیر، معجزه دلیل است برای اینکه آن آدمی که طالب حقیقت است حقیقت را بفهمد و درک کند که این شخص فرستاده خداست و راستگوست و او موظف به عمل کردن است.
نکته دیگری که اینجا باید گفت این است که پیغمبران معاملهگر نیستند؛ یعنی این طور نیست که گروهی پیش پیغمبری بیایند و بگویند اگر میخواهی ما به تو ایمان آوریم این مقدار پول به ما بده!
پیغمبران آمدهاند که مردم ایمان بیاورند. ایمان با معاملهگری جور در نمیآید.
پیغمبران مردم را حتی دعوت به انفاق میکنند یعنی از آنان میخواهند که در راه خدا خرج کنند.
جالب اینکه پس از آنکه آنان را دعوت به انفاق و جهاد کردند، در مقام پذیرش حتی هرگونه انفاقی را تحویل نمیگیرند بلکه وقتی شخصی میآید و میگوید من میخواهم پول در راهی که شما گفتهاید خرج کنم، همین که احساس میشود که این پول دادن برای خودنمایی است، از او نمیپذیرند؛ و یا وقتی فردی میآید و میگوید من میخواهم سرباز اسلام باشم، از او سؤال میکند که برای چه میخواهی سرباز شوی؟ میگوید چون میخواهم اسمم در تاریخ ضبط شود؛ میگوید برو دنبال کارت، ما هَجَرْتَ الَی اللَّهِ تو به سوی خدا هجرت نکردهای؛ اخلاص و ایمان نداری.
با توجه به این مطالب، معنی آیات روشن میشود. در آیه اول میگوید:
لَنْ نُؤْمِنَ لَک حَتّی تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْارْضِ ینْبوعاً. فرق است میان اینکه گفته شود «نُؤْمِنُ لَک» یا «نُؤْمِنُ بِک». اگر بگوییم «یؤْمِنُ بِهِ» یعنی به او ایمان میآورد، و اگر بگوییم «یؤْمِنُ لَهُ» یعنی به سود او ایمان میآورد.
اینها نگفتهاند «لَنْ نُؤْمِنَ بِک» بلکه گفتهاند «لَنْ نُؤْمِنَ لَک» یعنی ما به سود تو ایمان نمیآوریم، و به عبارت دیگر اگر میخواهی ما بیاییم جزء دار و دسته تو شویم، که این کاری است به نفع تو، تو هم باید کاری به نفع ما بکنی.
حَتّی تَفْجُرَ لَنا. «ل» برای نفع است و صریح است در اینکه آنها جریان چشمه را به نفع خود میخواستهاند و این تقاضای معجزه نیست، تقاضای یک معامله صرف است.
اوْ تَکونَ لَک جَنَّةٌ مِنْ نَخیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْانْهارَ خِلالَها تَفْجیراً. خواسته دوم اینکه تو مالک باغستانی پر از درخت خرما و انگور باشی.