مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - معجزات پیغمبر اسلام
معلوم است اگر پیغمبر در مکه یک باغستانی داشته باشد و درخت خرمای خیلی زیاد و انگور خیلی زیاد، آن خرماها و انگورها را که به ملائکه نمیدهد، قهراً به سود مردم مکه است.
این هم باز تقاضای معجزه نیست، تقاضای یک امری است به سود زندگی آنها؛ یعنی آنها میخواستند که رسول اللَّه مکه را تبدیل به طائف کند؛ مکهای که نه نهری دارد و نه باغستانی، تبدیل شود به شهری همچون طائف که پر از باغستان و اشجار است.
اوْ تُسْقِطَ السَّماءَ کما زَعَمْتَ عَلَینا کسَفاً. اگر کسی بیاید و اینگونه تقاضای معجزه کند، بگوید که اگر تو معجزه داری معجزهات این باشد که من را بکش، آیا این تقاضای معجزه است؟ خیر، زیرا وقتی که او کشته شود معجزه چه سودی دارد؟
کفار قریش میگویند تو میگویی که در قیامت آسمان فرود میآید؛ اگر راست میگویی همین الآن فرود بیاور. اگر پیامبر این معجزه را انجام میداد و آنان همه میسوختند پس سوختن چه نتیجهای داشت؟
اوْ تَأْتِی بِاللَّهِ وَ الْمَلائِکةِ قَبیلًا. خدا و ملائکه را برای ما حاضر کن تا شخصاً با ما صحبت کنند. این هم معلوم است که تقاضای یک امر محال است، زیرا ممکن نیست که خدا خودش شخصاً با بندگان صحبت کند.
بعلاوه اگر خدا مانند بشر میبود که مردم از راه چشمهای خودشان میتوانستند او را ببینند و هم از راه گوشهایشان میتوانستند صدای او را بشنوند، اساساً دیگر احتیاجی به پیغمبر نبود.
خدایی که پیغمبر معرفی میکند لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ [١]، اینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ [٢]، هُوَ الْاوَّلُ وَ الْاخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ [٣] است؛ او که جسم نیست، او که در آسمان نیست که او را نقل به زمین کنند.
معنای تقاضای آنان این است که خدا مثل یک مخلوق بشود و این هم از محالهای واضح است.
ملائکه هم همین طور است زیرا ملائکه اجسام مادی نیستند که هر انسانی آنها
[١]. بقره/ ١١٥.[٢]. بقره/ ١١٥.[٣]. حدید/ ٣.